هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٣ - شجره مبارك
آمده است كه گفت: على عليه السلام به پيشامدى سخت گرفتار شد. فاطمه به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و در زد. رسول خدا فرمود: من احساس مىكنم محبوبم بر در ايستاده است. اى أم ايمن برخيز و بنگر. پس أم ايمن در را گشود، فاطمه به خانه پيامبر قدم نهاد. پيامبر خطاب به او فرمود: تاكنون در چنين هنگامى نزد ما نمىآمدى؟! فاطمه گفت: اى رسول خدا خوراك فرشتگان در نزد خداى چيست؟ پيامبر فرمود: حمد و ثناى خداست. پس فاطمه عرض كرد: خوراك ما چيست؟ پيامبر فرمود:
سوگند به آنكه جانم به دست اوست. در خانه آل محمّد يك ماه است كه آتشى برافروخته نشده. اينك پنج كلمه كه جبرئيل به من آموخته است، به تو ياد مىدهم. فاطمه گفت: اى رسول خدا اين پنج كلمه كدام است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«يا رَبَّ الْأَوَّلينَ وَالْآخِرينَ، يا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتينِ وَيا ر احِمَ الْمَساكينِ وَيا أَرْحَمَ الْرَّاحِمينَ».
فاطمه بازگشت. همين كه چشم على به او افتاد، گفت: مادر و پدرم به فدايت. اى فاطمه چه خبرى آوردى؟ گفت: براى كارى دنيايى رفتم و براى آخرت بازگشتم. على به او فرمود: آنچه پيش روى دارى بهتر است، آنچه پيش روى دارى بهتر است.
از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
فاطمه عليها السلام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله از على عليه السلام شكايت كرد و گفت: اى رسول خدا على از روزى خود چيزى برجاى نمىگذارد مگر آنكه آن را درميان بيچارگان پخش كند. پيامبر به او فرمود: اى فاطمه آيا مرا درباره برادرم و پسر عمويم خشمگين مىسازى؟ همانا خشم على خشم من و خشم من خشم خداى عز وجل است [١].
[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ١٥٣.