هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣٢ - خوى پاك
او گشادهدست و بزرگوار بود. يكى از آداب وى در صدقات آن بود كه چون براى خوردن مىنشست، بشقابى مىآورد و آن را كنار سفره مىنهاد و از گواراترين خوراكها قدرى در آن بشقاب مىگذارد و آنگاه دستور مىداد كه آن بشقاب را براى نيازمندان ببرند. سپس اين آيه را تلاوت مىفرمود:
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ [١].
«پس گردنه را نپيمود.»
آنگاه مىگفت:
«خداوند عزّ و جل مىدانست كه هر انسانى قادر به آزاد كردن بنده نيست، بنابر اين راه بهشت را براى آنان از طريق اطعام قرار داد». [٢]
در روز عرفه تمام دارايى خويش را در خراسان بخشيد. فضل بن سهل به او گفت: براستى اين زيان است. امام عليه السلام فرمود:
«بلكه اين استفاده است كارى را كه پاداش و كرم در پىدارد، زيان مدان». [٣]
هر گاه چيزى مىبخشيد، تلاش مىكرد مبادا آبرو و شخصيّت فرد را لكهدار كند. داستان زير به ما مىآموزد كه چگونه خالصانه صدقات خود را براى خداوند قرار دهيم و از منّت گذاردن و برترىجويى در اين باره، پرهيز كنيم.
اليسع بن حمزه روايت كرده است:
«من در مجلس امام رضا نشسته بودم و با او سخن مىگفتم. خلق بسيارى گرد او را گرفته بودند و از حلال و حرام مىپرسيدند. در اين هنگام مردى بلندبالا و گندمگون وارد شد و گفت:
السلام عليك اى فرزند رسول خدا. مردى هستم از دوستداران تو و پدران و اجدادت عليهم السلام از حج بازمىگردم در حالى كه نفقهام را گم كردهام و چيزى ندارم
[١] - سوره بلد، آيه ١١.
[٢] - بحار الانوار، ج ٤٩، ص ٩٧.
[٣] - همان مأخذ، ص ١٠٠.