هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥٩ - دوران زندگى امام باقر عليه السلام
يا عبداللَّه مأمون نمىتوانستند، در آنها تأثير بگذارند. اين آگاهى سياسى شيعيان را بايد مرهون فرهنگ قرآن و معرفى حقايق اسلام از سوى ائمه عليهم السلام دانست. يكى از بارزترين اين حقايق آن بود كه حكومت نه ارثى است، نه مىتوان از راه زور بدان دست يافت بلكه بايد به امر و فرمان دين باشد. اين امام باقر است كه به يارانش مىفرمايد: ساكنان آسمان، عمر بن عبد العزيز را لعنت مىكنند. امام اين عبارت را پيش از رسيدن وى به قدرت بيان كرده بود.
به حديث زير توجّه فرماييد:
ابو بصير روايت كرده است كه با امام باقر در مسجد بودم كه عمر بن عبد العزيز وارد شد. او دو جامه رنگين در بر كرده و به غلامش تكيّه داده بود.
امام عليه السلام فرمود:
«اين جوان نرمى پيشه مىكند و عدالت را آشكار مىسازد و چهار سال زندگى سپس مىميرد و زمينيان بر او مىگريند و كروبيّان نفرينش مىكنند و نيز فرمود: در جايگاهى مىنشيند كه حق او نيست. سپس عبد الملك به خلافت رسيد و تمام كوشش خود را در آشكار ساختن عدالت به كار گرفت». [١]
امام باقر عليه السلام عمر بن عبد العزيز را مستحق نفرين مىدانست چون مقام خلافت را كه هيچ گاه حق او نبود، اشغال كرده بود.
صحيح است كه عمر بن عبد العزيز، فدك را كه رمز مظلوميّت اهل بيت و باز گرداندن آن دليل صدق مذهب آنان در نظر مردم بود، به ايشان باز پس داد، امّا ائمه به اين امر توجّه نداشتند و آن را براى حسن سلوك نظام كافى نمىدانستند، چرا كه بنياد نظام از اساس بر باطل قرار داشت و ائمه همچون انبيا مىخواستند جامعه را از ريشه و بنياد اصلاح كنند.
[١] - حلية الاولياء، ص ٢٥١.