هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٥ - على عليه السلام و دوران امامت
با اين وصف معاويه مىپنداشت كه مىتواند همچنان در زمان خلافت على عليه السلام هم بر شام حكم براند و چيزى هم جز فرمان امام مبنى بر عزل او و انتصاب ديگرى به جاى وى، او را بيمناك نكرد!! امام بيش از هر كس ديگر به ماهيّت معاويه آگاه بود و حركت امام براى جنگ با معاويه به معناى پيروزى حتمى آنحضرت بر او نبود. زيرا سپاه معاويه كه زير پرچم جاهليّت گرد آمده بودند با سپاه آنحضرت كه بيشتر آنان هنوز در گيرودار هواهاى نفسانى خود به سر مىبردند و همگى خالصانه در خدمت آن امام نبودند، با وجود اندك ياران مؤمن و مخلص، بسيار تفاوت داشت.
امام خود در چند جا به اين نكته تصريح كرده است. از جمله يك بار به افراد خود فرمود:
«اى كاش معاويه سپاهش را با سپاه من عوض مى كرد مانند عوض كردن دينار با درهم.
يكى مىداد و ده نفر مىگرفت».
پيش از حركت امام به سوى شام، يكى از فرماندهان سپاه امام به ديگرى گفت: روز نبرد ما و شاميان بس روز سخت و دشوارى است كه جز دريا دلان مخلص و قوى دلان با ايمان بر آن شكيبا نخواهند بود. گوينده اين سخن يعنى زياد بن نصر حارثى خطاب به عبداللَّه بن بديل افزود: به خدا سوگند در آن روز گمان نمىكنم كسى از ما و از شاميان زنده بماند مگر فرومايگان.
دوستش نيز در تأييد وى گفت: به خدا سوگند من نيز چنين مىپندارم.
على عليه السلام كه به سخنان آن دو گوش مى داد بديشان چنان نگريست كه گويى گفتارشان را تأييد مىفرمايد امّا از آنان خواست با توجّه به شرايط خاصّ جنگى از ابراز اين گونه سخنان خوددارى ورزند و فرمود:
«بايد اين سخنان در دلهايتان بماند. چنين سخنانى اظهار مكنيد و نبايد كسى از شما چنين سخنانى بشنود. خداوند كشته شدن را براى ملّتى و مرگ را براى