هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٨٢ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
مىتوان به اوج استقامت و پايدارى اين دانشمند ربّانى پى برد.
گفتهاند چون او را نزد حجاج بن يوسف ثقفى بردند، حجاج به او گفت: تو شقى بن كسير هستى.
سعيد پاسخ داد: مادرم مرا بهتر مىشناسد او مرا سعيد بن جبير نام نهاد.
همچنين نقل كردهاند كه حجاج از وى پرسيد كه دوست دارى چگونه كشته شوى؟
سعيد پاسخ داد: تو خود انتخاب كن حجاج گفت: چرا؟ سعيد پاسخ داد: چون مرا بهر روشى كه بكشى من تو را در روز قيامت به همان شيوه به قتل مىرسانم.
ب- ابو اسحاق عمر بن عبداللَّه سبيعى همدانى از ياران مورد اعتماد امام سجاد عليه السلام بود. وى در عبادت به مرتبهاى رسيده بود كه دربارهاش مىگفتند كه در آن روزگار عابدتر از وى كسى نبود چرا كه هر شب يك بار قرآن را ختم مىكرد و چهل سال نماز صبح را با وضوى نماز شب به جاى مىآورد. او محدّث بود و در نزد عام و خاص هيچ كس در نقل روايت از او موثّقتر به شمار نمىآمد. [١]
ج- «زهرى» در دربار امويّان كار مىكرد. روزى مردى را مجازات كرد و آن مرد هنگام مجازات جان سپرد. اين امر موجب ترس و وحشت او شد و در نتيجه از دربار گريخت. و براى مدت نُه سال در يكى از غارها اعتكاف گزيد. امام سجّاد عليه السلام در سفر خود به حج، در ميان راه او را ديد به وى گفت:
«من بر تو از يأست بيش از گناهت مىترسم. ديهاى براى خانواده (مقتول) بفرست و خود به سوى خانوادهات روانه شو. در پى دينت باش».
زهرى گفت: سرورم مشكل مراحل كردى. خدا خود آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد.
[١] - عوالم العلوم، ج ١٨، ص ٢٨١.