هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩١ - مبارزه با انحراف امّت
مىفرمود: يا اباالقاسم، و اگر او را با عبارت يا رسول اللَّه خطاب مىكردند؟ چهرهاش از هم مىشكفت و مىفرمود: لبيك وسعديك.
چون اعرابى او را به نام يا محمّد صدا زد، حضرت پاسخ داد يا محمّد. اعرابى گفت:
تو جادوگر دروغگويى هستى. آسمان و زمين دروغگوتر از تو به خود نديده است. تو همان هستى كه ادعا مىكنى كه خدايى در آسمان است كه تو را به سوى تمام مردم به پيامبرى فرستاده است.
به لات و عزّى سوگند كه اگر نمىترسيدم كه قومم مرا شتابكار خوانند هر آينه ضربتى با اين شمشير بر تو فرود مىآوردم كه از پاى درآيى و بدين وسيله گذشتگان و آيندگان را از شرّ تو آسوده مىكردم.
عمر بن خطاب با شنيدن سخنان اعرابى از جاى جست و به سويش حمله كرد تا او را بكشد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى اباحفص، بنشين كه بردبارى به درجه پيامبرى نزديك است.
سپس رسول خدا به اعرابى توجّه كرد و فرمود: اى برادر بنى سليم! آيا عرب چنين رفتار مىكند؟! آيا آنان در مجالس ما، بر ما هجوم مىآورند و با ما اين گونه به درشتى سخن مىرانند؟!
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، هدايتگران راه نور - قم، چاپ: پنجم، ١٣٩٠.
اعرابى سوگند به كسى كه مرا به حقّ، به پيامبرى برانگيخت، هركس در اين دنيا به من گزندى رساند، فرداى قيامت در آتش قيامت مىسوزد. اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت، ساكنان هفت آسمان مرا احمد راستگو مىخوانند، اى اعرابى اسلام آر تا از آتش دوزخ به سلامت برهى و در آنچه براى ماست شريك شوى و در اسلام برادر ما باشى.
ابن عبّاس گويد: اعرابى خشمگين شد و گفت: سوگند به لات و عزّى من به تو نمىگروم، مگر آن كه اين سوسمار به تو بگرود و آنگاه سوسمار را از آستين خود بيرون انداخت، سوسمار پا به فرار گذاشت. رسول خدا سوسمار را مخاطب قرار داد و گفت: اى سوسمار به سوى من آى. سوسمار به پيامبر صلى الله عليه و آله