هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٩ - مبارزه با انحراف امّت
تهيدستان مدينه هستم و گرسنهام. به من چيزى بدهيد. خداوند به شما بركت دهد.
حضرت على و به تبع او فاطمه و حسنين عليهم السلام و حتّى فضه نانهاى خود را برداشتند و به آن فقير دادند، و خود با آب خالى افطار كردند و خداى را سپاس گفتند.
روز دوّم هنگام افطار فرا رسيد. آن روز هم مانند روز پيش فاطمه زهرا پنج گرده نان پخته بود. و آنان مىخواستند افطار كنند كه يتيمى بر در خانه آمده و از آنها خوراكى خواست. دوباره همه افراد خانواده نانهاى خود را به آن يتيم دادند. و مانند روز پيش خود با آب افطار كردند و سپاس خدا را به جاى آوردند.
شب سوّم فرا رسيد. اين بار نيز به هنگام افطار اسيرى بر سراى آنان آمد و از ايشان چيزى خواست. آنان همگى نانهاى خود را به اسير دادند و خود براى سوّمين شب سر گرسنه بربالين نهادند.
تمام ثروت اين خانواده، از سه صاع جو بيشتر نبود. بدين ترتيب اين سه صاع تمام شد، و آنان سه روز هم روزه گرفتند و شبها را با گرسنگى به صبح رسانيدند، و تنها با اندكى آب افطار كردند.
چون رسول خدا صلى الله عليه و آله به ديدار آنان آمد، حسنين را ديد كه از گرسنگى مىلرزيدند، و فاطمه زهرا به شدّت ضعف كرده و ضعف و گرسنگى در امام و فضه نيز به سختى اثر كرده بود. رسول خدا با ديدن اين صحنه فرمود:
پناه بر خدا، خاندان محمّد از گرسنگى مىميرند، در اين موقع بود كه سوره هل اتى در حق آنان نازل شد و اين آيات چنين است:
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً* وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً* إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُوراً* إِنَّا نَخَافُ مِن رَبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً* فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ