هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٥٦ - نقطه عطف جنبش مكتبى
تمام اين حوادث فرجام طبيعى سركوب و فريبى بود كه توسط اسلاف نخستين اين خلفا به منصه ظهور رسيده بود. چرا كه وقتى معتصم تركها را بر ديگران مقدّم داشت و نيروى نظامى كوبندهاى از آنها ترتيب داد و به نيروى آنان مردم را سركوب مىكرد و آتش انقلابها و شورشها را فرو مىنشاند، طبيعى بود كه اين نيرو روزى به قوّهاى تبديل شود كه خاندان او را مورد تهديد قرار دهد و خلافت را دستخوش نا بودى سازد. تا آنجا كه يكى از مورخان مىنويسد چون معتز بر تخت خلافت نشست، خاصان او بيامدند و منجمان را احضار كردند و به آنها گفتند: بنگريد كه اين خليفه چند سال زندگى مىكند و تاكى بر تخت خلافت مىنشيند؟ يكى از نكته سنجانى كه در مجلس حضور داشت، گفت: من از منجمان به عمر خليفه و نيز مدّت خلافت او آگاه ترم! حاضران از او پرسيدند:
پس بگو خليفه چند سال زندگى و چند سال خلافت مىكند؟ مرد پاسخ داد: تا هر وقت كه تركان بخواهند! تمام كسانى كه در مجلس بودند، از پاسخ اين مرد خنديدند. [١]
آرى انحراف ظاهراً در آغاز كار اندك مىنمايد امّا بعداً بسرعت همه مصالح و منافع را زير پوشش خود مىگيرد!
در اين ميان ائمه عليهم السلام و يارانشان از ارزشهاى حق و عدالت و آزادى دفاع مىكنند تا مبادا مصالح دين و امور ملّت به چنين فجايع ناگوارى بينجامد.
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ٩.