هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣٤ - قيام عاشورا
سخن رسول خدا اولين و آخرين ميزان و مقياس براى حركت در منطق ياران امام حسين بود. زيرا آنان هدفى جز رسيدن به خشنودى خدا نداشتند و هيچ گاه خشنودى خداوند به نافرمانى او منجر نمىشود و نمىتوان با انجام معصيّت، مدعى اطاعت از خداوند شد.
امّا اوضاع واژگون شد و مسلم به شهادت رسيد. امام حسين عليه السلام در راه آمدن به كوفه خبر شهادت مسلم را دريافت كرد. حال آن كه آنحضرت در آن شرايط به يارانى نياز داشت كه او را يارى رسانند و كمكش كنند. چرا كه پيشاروى امام شهر كوفه بود كه از يارى وى دست كشيده بود و در پشتش مكّه بود كه مخالفان امام اعمّ از ياران بنىاميّه و ديگران در آن گرد آمده بودند. در برابر اين همه مخالفت تنها در حدود هزار نفر با امام حسين عليه السلام بودند و شرايط اقتضا مىكرد كه آنحضرت به هر وسيلهاى كه شده همين تعداد ياران خود را نيز از دست ندهد.
امّا آنحضرت موضوع را بصراحت با ياران خود در ميان گذارد و به آنان گفت كه حكومتش در كوفه ساقط شده و به موقعيّت دشوارى گرفتار آمده است و هر كس كه بخواهد مىتواند از اين سپاه جدا بشود و به راه خود رود. به خطبه امام پس از سقوط كوفه توجه كنيد:
«اى مردم! من با اين تصور كه مردم عراق با من هستند شما را گرد آوردم و اينك گزارشى دردناك از پسر عمويم به من رسيده كه دلالت بر اين دارد كه شيعيان ما از يارى ما دست برداشتهاند. پس هر كس از شما كه بر جنگ شمشيرها و تيزى نيزهها صبر مىكند با ما همراه شود و گرنه باز گردد». [١]
هدف امام حسين عليه السلام از قيامش جز خدا نبود براى همين چنان عمل مىكرد كه خداوند مىخواست، صريح و واضح و بدون مكر و نيرنگ.
[١] - بلاغة الإمام الحسين، ص ٦٩.