هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣٣ - قيام عاشورا
اضافه بر اين عوامل، سبب ديگرى هم بود كه حركت تاريخ را دگرگون ساخت و آن پاى بندى ياران امام حسين عليه السلام به حق، حتّى در سخت ترين وطاقت فرساترين شرايط، بود. حال آن كه شاميان در مقابل، از ارتكاب هيچ جنايت و ترور و نيرنگى باك نداشتند.
براى اثبات اين نكته تنها دو ماجرا را نقل خواهيم كرد تا با نگرش بدانها بتوان تفاوتميان حركت وجهتگيرى ميان امامحسين عليه السلام و يزيد و يارانشانرا دريافت.
مسلم بن عقيل حاكم مطلق كوفه بود و عبيد اللَّه بن زياد به كوفه آمد تا بلكه اوضاع را به سود بنى اميّه تغيير دهد. يكى از بزرگان كوفه به نام «هانى بن عروه»، در بستر بيمارى بود.
ابن زياد تصميم گرفت به عيادت هانى رود تا شايد بدين وسيله او را با خود همراه كند.
مسلم در خانه هانى بود و هانى كه از آمدن زياد مطلّع شده بود به مسلم دستور داد در نهانگاهى پنهان شود تا چون فرستاده يزيد و فرمانده امويّان كوفه به خانهاش آمد، مسلم از نهانگاه خويش بيرون آيد و گردن ابن زياد را بزند و از شرّ او و يزيد خود را خلاص كند.
ابن زياد به عيادت هانى آمد و هانى لحظه به لحظه در انتظار آن بود كه مسلم از نهانگاه خويش بيرون آيد و كار را يكسره سازد. امّا دقايق و لحظات سپرى مىشد. و مسلم به قولى كه داده بود عمل نمىكرد. هانى شروع به خواندن اشعارى كرد كه به نحوى مسلم را بر كشتن ابن زياد ترغيب مىكرد. ابن زياد كه تا حدودى متوجه اين مسأله شده بود با ترس از خانه هانى گريخت.
با رفتن ابن زياد، مسلم از نهانگاهش بيرون آمد. هانى او را مورد نكوهش قرار داد كه چرا در كشتن ابن زياد سهل انگارى و تعلّل كردى؟
مسلم در پاسخ گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«مسلمان پيمان شكنى نمىكند».