هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧١٧ - مولود فرخنده
و نشناختن پيشواى پس از وى، بسيار بيمناك بودند. كه مىتوان از احاديث زير، به روشنى اين مسئله را دريافت:
يزيد بن سليط زيدى گويد: با امام موسى بن جعفر ديدار كردم و به آنحضرت گفتم: مرا از امام پس از خود آگاه كن چنان كه پدرت ما را از امامت تو آگاه كرد. امام پاسخ داد:
«پدر من در دورهاى غير از اين دوره مىزيست!».
عرض كردم: هر كه از اين وضع كه براى شما پيش آمده خشنود است نفرين خداوند بر او باد. پس امام خنديد و فرمود:
تو را آگاه مىكنم.
«اى ابو عماره! من از خانهام بيرون شدم و در ظاهر به فرزندانم وصيّت كردم و آنان را با على فرزندم، شريك ساختم، امّا در نهان فرزندم را تنها به اين وصيّت اختصاص دادم». [١]
على بن عبداللَّه هاشمى گويد: در كنار مزار رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم كه حضرت موسى بن جعفر در حالى كه دست فرزندش على را در دست خود گرفته بود، به سوى ما آمد و پرسيد:
آيا مىدانيد من كيستم؟
گفتيم: تو مولا و بزرگ ما هستى.
فرمود: مرا به نام و نسب بخوانيد.
گفتيم: شما موسى بن جعفر هستى.
فرمود: چه كسى همراه من است؟
گفتيم: او، على، پسر موسى بن جعفر است.
[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١١.