هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣١ - ويژگيها و فضايل اميرمؤمنان
مرگ شهيد است». [١]
ابوذر غفارى گويد: روزى از روزها در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله، نشسته بوديم. آنحضرت براى سپاس از خدا به نماز برخاست و ركوع و سجود به جاى آورد. آنگاه گفت:
«اى جندب! هر كه خواهد به علم آدم و فهم نوح و دوستى ابراهيم و مناجات موسى و عبادت عيسى و صبر و ابتلاى ايوب بنگرد بايد به اين كس كه مىآيد نظر كند. او چون مهر و ماه روان و اختر درخشان است. دلاورترين مردم است و بخشندهترين آنان. پس نفرين خدا و فرشتگان و تمام مردم بر دشمن او باد».
ابوذر گويد: مردم پس از شنيدن سخنان رسول خدا به كسى كه مىآمد روى كردند تا بينند چه كسى است؟ ناگهان ديدند كه او على بن ابىطالب است. [٢]
در كتاب خطيب خوارزمى و نيز در كتاب ابو عبداللَّه نطنزى آمده است كه ابوعبيد دوست سليمان بن عبدالملك گفت: به عمر بن عبدالعزيز خبر دادند كه گروهى، على بن ابىطالب را ناسزا گفتهاند. عمر بن عبدالعزيز بر فراز منبر رفت و گفت: غزال بن مالك غفارى از ام سلمه برايم نقل كرد كه گفت: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله نزد من بود كه جبرئيل به حضور او آمد و پيامبر را صدا كرد. آنحضرت لبخندى زد. چون جبرئيل از نزدش رفت پرسيدم: چرا خنديدى؟ فرمود:
«جبرئيل به من خبر داد به على كه مشغول چرانيدن شترانش بوده برخورد كرده است.
امّا على خفته بود و قسمتى از بدنش پيدا بود. جبرئيل گفت: من نيز
[١] - امالى صدوق، ص ٧٠٦.
[٢] - روضه، ص ٣- ٤.