هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٩٩ - صفات و كرامات امام حسن عسكرى
عبيداللَّه بن خاقان، به وصف كشيده است اگر چه او خود سر دشمنى با علويها را داشت و در گرفتار كردن آنها مىكوشيد، در وصف آن حضرت چنانكه در روايت كلينى آمده چنين گفته است:
در شهر «سُرّمنرأى» هيچ كس از علويان را همچون حسن بن على بن محمّد بن الرضا، نه ديدم و نه شناختم و در وقار و سكوت و عفاف و بزرگوارى و كرمش، در ميان خاندانش و نيز در نزد سلطان و تمام بنى هاشم همتايى چون او نديدم. بنى هاشم او را بر سالخوردگان و توانگران خويش مقدّم مىدارند و بر فرماندهان و وزيران و دبيران و عوام الناس او را مقدّم مىكنند و در باره او از كسى از بنى هاشم و فرماندهان و دبيران و داوران و فقيهان و ديگر مردمان تحقيق نكردم جز آنكه او را در نزد آنان در غايت شكوه و ابهّت و جايگاهى والا و گفتار نكو يافتم و ديدم كه وى را بر خاندان و مشايخش و ديگران مقدّم مىشمارند و دشمن و دوست از او تمجيد مىكنند. [١]
شاكرى يكى از كسانى كه ملازم خدمت آن حضرت بوده، در توصيف وى چنين گفته است: «استاد من (امام عسكرى عليه السلام) مرد علوى صالحى بود كه هرگز نظيرش را نديدم، روزهاى دو شنبه و پنج شنبه در سامره به دار الخلافه مىرفت، در روز نوبه، عدّه بسيارى گرد مىآمدند و كوچه از اسب و استر و الاغ و هياهوى تماشاچيان پر مىشد و راه آمد و شد بند مىآمد، وقتى كه او مىرسيد هياهوى مردم آرام مىشد و چهار پايان كنار مىرفتند و راه باز مىشد به طورى كه لازم نبود جلوى حيوانات را بگيرند. سپس او داخل مىشد و در جايگاهى كه برايش آماده كرده بودند، مىنشست و چون عزم خروج مىكرد و دربانان فرياد مىزدند: «چهار پاى ابو محمّد را بياوريد. سرو صداى مردم
[١] - سيرة الائمة الاثنى عشر، ص ٤٨٢.