هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣ - هجرت به مدينه
توطئه نافرجام
اين نبرد خونين، باب جنگهاى ديگر را به روى پيامبر كه خود با دليرى و نيرومندى و استقامت آنها را رهبرى مىكرد گشود. درحالى كه اين جنگ قريش را درپى انتقام و خونخواهى از كشتههايش برمىانگيخت، مسلمانان را به يارى خداوند مطمئن مىكرد و به آنان نيرو مىبخشيد، تا در برابر هر هجومى، از هر نوع كه باشد، پايدارى و استقامت ورزند.
شكست قريش در اين جنگ موجب شد، كه آنان در انديشه توطئه و حيله بر ضد پيامبر باشند. به همين منظور آنان يكى از پهلوانان و دليران خود را به مدينه فرستادند تا پيامبر را بفريبد و او را بكشد. امّا خداوند، اين نقشه را نقش بر آب كرد. وقتى وى نزد پيامبر آمد، و آنحضرت با او به گفتگو نشست، وى را از توطئهاى كه در سر داشت مفصلًا آگاه ساخت.
اين پهلوان قريش «عمير بن وهب» نام داشت، او اسلام آورد و به مكّه بازگشت و فعالانه به تبليغ اسلام همّت گماشت و بدينگونه توطئه مكارانه قريش خنثى شد.
غزوه سويق
قريش دسيسه بىفايده ديگرى را به اجرا گذاشت. گروهى از آنان كه شمارشان به دويست نفر مىرسيد، به فرماندهى ابوسفيان، شبانه بر مردم مدينه شبيخون زده دو تن از آنان را كشتند.
چون سپاه اسلام به رهبرى پيامبر، آنها را تعقيب كردند كفار تاب ايستادگى نيافتند و از ميدان گريختند و براى آن كه بتوانند با راحتى و سبكى بيشتر بگريزند قسمتى از وسايل خود را بر جاى نهادند و خود فرار كردند. اين جنگ به «غزوه سويق» شهرت يافت. زيرا مسلمانان در اين جنگ مقدار فراوانى از خوراك