هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥٥ - خصلتهاى پسنديده
پس به او عرض كردم: اى فرزند رسول خدا كارى مىكنى كه پيشينيان ما چنين نكردهاند و اگر حتّى يك بار هم اين كار را بكنند، بسيار است.
امام فرمود: «آيا نمىدانى در مصافحه چه چيزى (نهفته) است؟ دو مؤمن كه با يكديگر برخورد مىكنند و يكى از آنها با ديگرى مصافحه مىكند گناهان آن دو فرو مىريزد چونان كه برگ از درخت مىريزد و خداوند تا زمانى كه آن دو از هم جدا شوند به آن دو مىنگرد. [١]»
در رفتار با مردم نكو كار و عفيف و پاكدامن بود. بدين سان از گناه ديگران تا آنجا كه مىتوانست چشم مىپوشيد و همين بهترين اثر را در دل مردمان مىگذاشت.
روزى مردى مسيحى (از روى طعنه) به آنحضرت گفت: تو بقرى (گاوى)؟
امام فرمود: نه من باقرم. باز مرد به قصد طعنه گفت: تو فرزند آشپزى؟
امام فرمود: آشپزى حرفه مادرم بود. مرد باز گفت: تو پسر آن زن سياه چرده زنگى بد اخلاقى؟
حضرت پاسخ داد: اگر تو راست مىگويى خداوند او را بيامرزد و اگر تو دروغ مىگويى خداوند تو را بيامزرد!
مرد نصرانى از اخلاق امام باقر مات و مبهوت ماند و همين امر او را واداشت تا به دست امام باقر به دين اسلام تشرّف يابد. [٢]
رفتار آنحضرت با مستضعفان با نرمى و مهربانى متمايز بود. فرزندش امام صادق مىفرمايد:
هنگامى كه كارى را به غلامان خود مىسپاريد و بر آنان سنگين مىآمد، با ايشان در انجام آن همكارى كنيد. همانطوريكه پدرم، امام باقر عليه السلام، وقتى به
[١] - حلية الاولياء، ص ٢٨٩.
[٢] - حلية الاولياء، ص ٢٨٩.