هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٩٠ - كودكى بر كُرسى امامت
بلى، براى آنچه كه خدا مىخواهد و مىكند هيچ مانعى وجود ندارد. چرا كه عيسى را در همان نوزادى به پيامبرى برانگيخت و امام جواد را نيز در همان طفوليّت به امامت منصوب كرد.
امام صادق عليه السلام فرزندى به نام على داشت كه در نزد شيعيان اماميّه بسيار شخص بزرگوار و محترمى محسوب مىشد. مردم نزد او مىآمدند و از علومى كه وى مستقيماً از پدر و برادرش موسى بن جعفر عليه السلام فرا گرفته بود، بهرهمند مىشدند. يكى از محدثان روايت مىكند:
دو سال بود كه در نزد على بن جعفر اقامت كرده بودم و آنچه را كه وى از برادرش يعنى موسى بن جعفر شنيده بود، مىنوشتم. روزى در مدينه نزد وى نشسته بودم كه امام جواد وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله شد.
با ورود او ناگهان على بن جعفر بدون ردا و بدون كفش از جاى برخاست.
دست ابو جعفر را بوسيد و او را احترام كرد. ابو جعفر به او فرمود: اى عمو بنشين خدايت رحمتت كند!
على بن جعفر گفت: سرورم چگونه بنشينم در حالى كه شما ايستادهايد.
چون على بن جعفر به جايگاه خويش بازگشت، اصحابش به نكوهش او زبان گشوده و به وى گفتند: تو عموى پدر ابو جعفر هستى! اين چه كارى بود كه كردى؟!
على بن جعفر گفت: خاموش باشيد!- آنگاه محاسنش را در دست گرفت و ادامه داد: چنانچه خداوند عزّ و جل بخواهد اين پير را صلاحيّت نمىدهد و آن جوان را شايستگى مىبخشد و او را در مقامى كه اكنون منصوب داشته، قرار مىدهد. حال آيا من فضل و برترى او را منكر شوم؟! به خدا پناه مىبريم از آنچه كه شما مىگوييد. بلكه من غلام اويم. [١]
[١] - كافى، ج ١، ص ٣٢٢.