هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩٢ - مولود خجسته
مسألهاى كه در دل رسول خدا صلى الله عليه و آله خلجان مىكرد، عاطفهاى انسانى يا تمايلى بشرى نبود تا او را به حفظ نام و نشانش در خاندانش تحريك كند. بلكه اين مسأله پيامبرى بود كه خداوند او را برگزيده و با علم به عزم و اراده، راستى و ايمانش او را انتخاب كرده بود.
مسأله كسى بود كه مسئووليتى بر دوش داشت كه كوههاى سترگ و آسمانها و زمين تاب برداشتن آن را نداشتند. مسئوليّت او رساندن پيام مكتب به گوش همه جهانيان بود.
امام حسين عليه السلام نيز فقط پسر او نبود بلكه او مقتدا و پيشواى كسانى بود كه پس از وى بيم دهنده آنان بود. بنابر اين خبر كشته شدن وى طبعاً خبر نبرد حق با باطل و راست با دروغ و عدالت با ظلم و ... به شمار مىآمد. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله بر اين مولود مىگريست كه واقعاً سزاوار گريستن هم بود.
جشن تولد عجيبى در خانه رسالت بر پا بود. شادمانى با اشك و خنده با اندوه و درد توأم بود. آرى كه جشن صالحان همواره ميان ترس و اميد، خنده و گريه جريان مىيابد.
اينك اندكى گوش فرا دهيم و بشنويم كه آيا كروبيان نيز در جشن ساكنان اين كانون گرم و ساده نيز شركت دارند يا نه؟
آرى اينك نجوايى آهسته مىشنويم كه اندك اندك نزديك مىشود. گويى اين نجواى كروبيان است. آنان فضاى خانه را از عطر حضور خود در آكندهاند.
جبرئيل عليه السلام پيش مىآيد و مىگويد:
اى محمّد! خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرمايد: على براى تو به منزله هارون است براى موسى. جز آنكه پيامبرى پس از تو نيست. پس اين فرزندت را به نام پسر هارون بخوان.
پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: فرزند هارون چه نام داشت؟
جبرئيل پاسخ مىدهد: شبير.