هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨١ - سخنان تابناك و اندرزهاى حكيمانه
دانش، در خاندان رسالت بود. ولى ما در اينجا تنها به ذكر پرتوهايى از اين انوار تابناك پسنده مىكنيم باشد كه خداوند دلهاى ما را بدانها روشنايى بخشد و حقيقت جانهايمان را به ما نشان دهد و ما را به راه راست و استوار خود، رهنمون شود.
اينك با هم اندرزهاى حكيمانه امام باقر عليه السلام به يكى از اصحابش به نام جابر بن يزيد جعفى را از نظر مىگذرانيم:
«تو را به پنج چيز سفارش مىكنم: اگر مورد ستم واقع شدى تو ستم مكن، اگر به تو خيانت شود تو خيانت مكن، اگر به تو دروغ گويند تو دروغ مگو، اگر تو راستودند شاد مشو و اگر نكوهشت كردند بى تابى مكن و در باره آنچه در خصوص تو مىگويند بينديش اگر آنچه در بارهات مىگويند در خودت ديدى بدان كه سقوط تو از چشم بيناى خداوند عز و جل در هنگامى كه براى كار درستى خشم كردى مصيبتى بزرگتر است برايت از اين كه بيم دارى از چشم مردم بيفتى و اگر بر خلاف واقع گفتهاند اين خود ثوابى است كه بى رنج آن را به دست آوردهاى.
بدان كه تو دوست و يار ما محسوب نخواهى شد تا چنان شوى كه اگر تمام همشهريانت گرد آيند و يكزبان گويند كه تو مرد بدى هستى مايه اندوه تو نگردد و اگر همه گويند تو مرد نيكى هستى موجبات شادى تو فراهم نشود، امّا همواره خودت را به قرآن عرضه كن كه اگر به راه قرآن مىروى وآنچه را كه او نخواسته تو نيز نمىخواهى و آنچه را كه خواسته، مىخواهى و از آنچه بر حذر داشته مىترسى پس استوار باش و مژدهات باد كه هر چه در باره تو گويند، تو را زيان نرساند و اگر از قرآن جدايى پس چرا بر خود مىبالى؟! براستى مؤمن سر سختانه مشغول جهاد با نفس است تا بر هوا و هوس نفس خويش غلبه كند. يك بار نفس را از كژى به راستى آرد و با خواهش او براى خدا مخالف شود و بار ديگر هم نفس او را به زمين زند و پيرو خواهش او گردد و خدايش دست گيرد و از جا بلند كند و از لغزشش بگذرد و متذكر شود و از خداى بترسد و بدو توبه كند و معرفت و بنيائىاش افزون شود چرا كه ترسش از او بيشتر شده است و خداوند در اين باره مىفرمايد: