هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٣١ - بنياد پاك
تدبيرى بينديشد.
امّا چه كسى بايد اين پيغام را به عثمان برساند؟ زيرا دهها هزار تن با نيزههاى برافراشته و شمشيرهاى بر كشيده اطراف خانه او را احاطه كرده بوند. اينجا بود كه حسن برخاست و داوطلب رساندن پيغام على به عثمان شد. وى صفوف محاصره كنندگان را با نهايت شجاعت از هم شكافت و به خانه عثمان رسيد و با كمال آرامش به درون خانه رفت و پيغام پدرش را به عثمان تسليم كرد و خود نيز به نصيحت و مشورت با عثمان پرداخت و توجّهى به سر و صداى انقلابيون و چكاچك شمشيرها و شيهه اسبان و به هم خوردن نيزههاى آنان نشان نداد. انقلابيون حالتى تهاجمى داشتند و ممكن بود به خانه بريزند و هر كس كه در خانه مىيافتند، از جمله امام حسن را از دم تيغ بگذرانند، امّا آنحضرت محكم و استوار و با نهايت دليرى، بى اعتنا به همه اين خطرها، در آنجا نشست، زيرا او مىدانست كه اگر آسيبى به او برسد در راه خير خواهى و به خاطر خدا و فرو نشاندن آتش فتنه از بلاد مسلمانان بوده است.
بدينسان امام حسن در كنار عثمان نشست و مأموريت خود را بخوبى انجام داد و پيغام پدرش را رسانيد و آنگاه كه عزم باز گشت كرد از ميان صفوف انقلابيون به سلامت عبور كرد.
سرانجام عثمان كشته شد و حوادث بسيارى پس از قتل وى به وقوع پيوست. از يك سو معاويه مردم را به سوى خود مىخواند و از سوى ديگر ناكثين (پيمان شكنان) با برافراشتن پيراهن عثمان عدّهاى را به گرد خود جمع كرده بودند و همسر پيامبر نيز همراه با عدّهاى آماده بود تا انتقام خون عثمان را بگيرند. در اين موقع باز امام حسن عليه السلام را مىبينيم، جوانى كه از تمام شايستگيهاى رهبرى و جانشينى برخوردار است و پس از پدر بزرگوارش، از تواناترين مردم در تعيين سرنوشت و حل مشكلات مسلمانان به حساب مىآمد.