هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٠٢ - جشن ازدواج
مىدانيد خود پاسخ آن را بيان فرماييد.
امام جواد فرمود: اين كنيزى است كه متعلّق به مردى است كه در آغاز روز بدو مىنگرد و نگاهش بر او حرام است و چون روز بر مىآيد او را از آقايش مىخرد و بر او حلال مىشود و به هنگام ظهر او را آزاد مىكند و بروى حرام مىگردد و به هنگام عصر او را به همسرى مىگيرد و براى او حلال مىشود و به هنگام مغرب ظهارش مىكند و بر او حرام مىگردد و به هنگام شب كفّاره ظهارش را مىدهد و براى او حلال مىشود و به هنگام نيمه شب او را يك طلاق مىگويد بر او حرام مىشود و به هنگام سپيده به او رجوع مىكند و براى وى حلال ميگردد!
مأمون با شنيدن اين پاسخ رو به خويشان حاضر در جمع كرده و پرسيد: آيا در شما كسى هست كه به اين سؤال چنين پاسخى بدهد يا جواب سؤال پيشين را بداند؟
حاضران گفتند: نه به خدا .. اميرالمؤمنين خود داناتر است.
آنگاه مأمون گفت: واى بر شما! اين خاندان به فضلى كه خود نظارهگر آن هستيد از ساير مردم متمايز شدند و كمسالى آنها، از كمال بازشان نمىدارد.
آيا مگر نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله رسالتش را با دعوت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب كه در آن هنگام ١٠ سال داشت آغاز كرد و على اسلام را پذيرا شد و براى او به اسلام حكم كرد و كودكى جز على را به اسلام فرا نخواند و با حسن و حسين عليهما السلام كه در آن هنگام كمتر از ٦ سال داشتند بيعت كرد و با كودكى جز آن دو دست بيعت نداد؟ آيا از آنچه خداوند ويژه اين قوم كرد آگاه نيستيد؟ آيا نمىدانيد كه اينان از نژاد يكديگرند و حكم آخر آنها حكم اوّل آنهاست؟
حاضران گفتند: راست گفتى اى اميرالمؤمنين. آنگاه برخاستند و رفتند.