هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٥ - على عليه السلام و دوران امامت
و همچنان سخن خود را تكرار كرد. آنگاه پيامبر فرمود:
«بزودى از نسل اين مرد، قومى خواهند آمد كه پاى از دين فراتر نهند چنان كه تير از كمان فراتر رود. آنان به هنگام تفرقه و جدايى مردم از يكديگر خروج خواهند كرد. نماز شما در كنار نماز آنان كوچك مىنمايد. قرآن مىخوانند امّا از گردنهاى آنان بالاتر نمىآيد.
ميان آنان مردى است سياه با دستان باز كه يكى از آنها گويى پستان زنى است. و در روايت عايشه آمده است كه پيامبر فرمود: آن مرد را بهترين امّتم پس از من، مىكشد». [١]
پيامبر صلى الله عليه و آله با اين سخن خردمندانه خود، در حقيقت بر وجود طوايف قشرى و نادان در ميان امّت اسلامى، اشاره كرده است. اين گروه در اوّلين فرصتى كه براى آنان پيش آمد، خود را نشان دادند. اين فرصت زمانى رخ داد كه آتش فتنه در كشور، شعله ور شده بود. آن مردى كه پيام آور عدل و داد را به رعايت عدالت فرمان مىدهد و خود را بر حفظ ارزشها، داغتر از كسى مىداند كه خداوند او را به رسالتش برگزيده جز با كسى چون على عليه السلام كه فرزند ايمان است و پايههاى ايمان بر دوش او استوار و محكم شد، به توبه كردن و ايمان آوردن دعوت مىكند، شبيه نيست.
اشتياق امام براى يافتن جنازه ذوالثديه، بسيار بود. زيرا اوّل تعدادى از يارانش را براى يافتن او گسيل كرد و چون آنان نتوانستند او را بيابند خود آنحضرت به جستجوى او پرداخت.
به نظر مىرسد كه امام مىخواسته با نشان دادن پيكر ذوالثديه حجّت را بر مردم تمام كند و آنان به يقين دريابند كه اين جماعت به شهادت رسول خدا صلى الله عليه و آله از دين پا فراتر نهادهاند تا مبادا با دين پوشالى و پوك خود بيش از اين موجب
[١] - سيرة الأئمّة الاثنى عشر، ص ٤٩٢.