هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٣ - مبارزه با انحراف امّت
و خيانتى نديدى و هيچگاه در اين مدّت كه باهم بوديم با تو مخالفتى نكردهام. على عليه السلام فرمود: پناه بر خدا، تو داناتر به خداوند و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامىتر و خداترستر از آنى كه بخواهم تو را بدين خاطر توبيخ و سرزنش كنم. جدائى و فقدان تو بر من بسيار سنگين است، امّا با اين حال از آن هيچ گريزى نيست. به خدا سوگند مصيبت رسول خدا را بر من تازه كردى. بدان كه غم درگذشت و از دست دادن تو براى من بسيار است. و از مصيبتى كه چقدر دردناك و دردآور و گدازنده و اندوهبار است استرجاع مىكنيم. به خدا سوگند اين مصيبتىاست كه تَسليّتى براى آن نيست و كمبودى است كه جايگزين ندارد.
سپس هر دو، ساعتى بگريستند و على سر او را در آغوش گرفت و فرمود:
هرچه مىخواهى به من وصيّت كن كه مرا آنچنان خواهى يافت كه بدان فرمانم دادهاى و من درخواست تو را بر خواست خويش ترجيح مىدهم.
فاطمه عليها السلام فرمود: اى پسر عموى رسول خدا، خداوند از سوى من بهترين پاداش را به تو دهد، من به تو وصيّت مىكنم كه پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج كنى كه وى براى فرزندانم همچون خود من است. زيرا مردان ناگزيرند كه زن اختيار كنند.
سپس فرمود: پسر عمو برايم تابوتى فراهم ساز. من ديدم كه فرشتگان تصوير آن را برايم كشيدهاند. على فرمود: آن را برايم توصيف كن كه چگونه بود؟ زهرا شكل تابوت را براى على بيان كرد،- على آن را براى زهرا ساخت، بنابراين نخستين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت زهرا بود كه كسى پيش از آن چنين چيزى نه ديده و نه ساخته بود.- سپس فرمود: به تو وصيّت مىكنم كه هيچ كس از اينانى كه به من ستم و حقّم را پايمال كردهاند بر جنازهام حاضر نشوند. زيرا اينان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند. اجازه نده كسى از آنان و پيروانشان بر من نماز بخوانند، مرا در شب كه ديدهها آرام گرفته و به خواب