هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١ - هجرت به مدينه
به مسلمانان باز نمىگرداندند، با اجراى اين طرح تا حدودى اموال از دست رفته مسلمانان به آنان باز مىگشت.
بدر ... شكوه قدرت
روزى به پيامبر خبر رسيد كه يكى از كاروانهاى تجارى قريش از آن حدود عبور مىكند.
پيامبر به قصد حمله به كاروان و تصرف آن از شهر بيرون آمد. از طرفى خبر حركت پيامبر به كاروانيان رسيد و آنان نيز به طريقى اين خبر را به مكّه رساندند و مكّيان را هشدار دادند كه اموالشان در معرض خطر قرار گرفته است. مكّيان هم كه از دادن جان براى حفظ اموالشان دريغ نداشتند چون اين خبر را شنيدند، شتابان به سوى مدينه حركت كردند.
رياست اين كاروان با ابوسفيان بود. وى از راه اصلى خارج شد و به بيراهه زد و از كنارههاى ساحل درياى سرخ به دور از چشم پيامبر و ياران مسلحش به حركت خود ادامه داد و بدين وسيله از حمله مسلمانان به كاروان رهايى يافت.
كفار قريش با آنكه از نجات كاروان تجارى خود آگاه شدند، همچنان به سوى مدينه حركت مىكردند و به خود اجازه نمىدادند پيش از سركوب مسلمانان و شكستن ابهّت آنان، به مكّه بازگردند.
پيامبر به قصد تصرف كاروان قريش به سوى مكّه حركت مىكرد و قريش به قصد سركوب مسلمانان به طرف مدينه مىآمد. درهمين حال اين دو سپاه در سر چاهى موسوم به «بدر» با يكديگر روبهرو شدند. پيامبر خود را براى جنگ به معناى واقعى، آماده نكرده بود، ولى قصد داشت بر اموال تجارى قريش دست يابد. امّا با اين وجود، وى بازگشت به مدينه را شكست تلقى مىكرد؛ و براى آنكه مبادا كفّار، با اين كار طمع نابودى مسلمانان را درسر بپرورانند، به خود اجازه عقبنشينى و بازگشت نداد.