هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩٦ - مبارزه با انحراف امّت
مشام مىرسيد. فاطمه ظرف را برداشت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و على و امام حسن و حسين نهاد، همين كه علىبن ابيطالب آن ظرف پر از غذا را ديد. پرسيد فاطمه اين غذا را از كجا آوردى؟ زيرا مىدانست كه چنين غذايى در خانه نبوده است. پيامبر اكرم فرمود: اى ابوالحسن بخور و نپرس و سپاس خداى را كه مرا نميراند تا از فرزندى مانند مريم دختر عمران برخوردار كرد.
كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمَحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ [١].
«هرگاه زكريا به محراب عبادت مريم وارد مىشد، نزد وى روزى مىيافت. زكريا پرسيد:
مريم اين غذا از كجا برايت آمده؟ مريم گفت از سوى خدا كه خدا هركه را خواهد بىحساب روزى دهد.»
پيامبر و على و حسنين و فاطمه عليهم السلام همگى از آن غذا خوردند و پيامبر از خانه زهرا بيرون رفت. از آن طرف اعرابى نيز توشه خود را برداشت و بر مركبش نشست و به نزد طائفه خود بنى سليم، بازگشت. بنى سليم در آن هنگام چهار هزار نفر بودند. اعرابى درميان آنان ايستاد و با آوازى رسا آنان را مخاطب قرار داد و گفت بگوئيد: لا اله الَّا اللَّه محمّد رسول اللَّه.
افراد قبيله تا اين گفته را از وى شنيدند، به سوى شمشيرهاى خود دويدند و با شمشيرهاى آخته به سويش آمدند و از او پرسيدند: مگر از دين خود دست شسته و به آيين محمّد جادوگر دروغگو! گرائيدهاى؟ اعرابى به آنان پاسخ داد: خير، او نه جادوگر است و نه دروغگو!
سپس گفت: اى گروه بنى سليم، خداى محمّد بهترين خداى و محمّد بهترين پيامبر است. من گرسنه به سويش رفتم. سيرم كرد. برهنه بودم، لباسم
[١] - سوره آل عمران، آيه ٢٧.