هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥١٦ - كرامتها و شهادت امام زين العابدين
حديث را برايم باز گفت هنگامى كه او از دنيا رفت، نيكوكار و بدكار بر جنازهاش حاضر شدند و خوشكردار و تباهكار او را ستودند. همه جنازه او را تشييع كردند تا آنكه بر زمين گذارده شد. من گفتم: اگر روزى از روزگار بايد دو ركعت نماز واقعى بخوانم، همين امروز است. جز يك مرد و يك زن كس ديگرى باقى نمانده بود. سپس آن دو به سوى جنازه رفتند و من شتابان نماز گزاردم. پس صداى تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين پاسخش گفت. باز تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين جوابش داد من فريادى كشيدم و به صورت بر زمين افتادم. آن كه در آسمان بود، هفت تكبير بگفت و آن كه در زمين بود نيز هفت تكبير سر داد و بر على بن الحسين درود فرستاد. مردم به مسجد آمدند، امّا من نتوانستم دو ركعت نماز به جاى آورم و بر جنازه على بن الحسين نماز بگزارم.
گفتم: اى سعيد اگر من جاى تو مىبودم جز نماز بر على بن الحسين چيزى ديگر انتخاب نمىكردم. اين همان زيان آشكار است.
سعيد گريست و سپس گفت: من تنها قصد خير داشتم، اى كاش بر او نماز مىگزاردم! چرا كه ديگر همانند او ديده نمىشود. [١]
[١] - بحارالانوار، ج ٤٦، ص ١٤٩- ١٥٠.