هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢ - پس از بعثت
عربى گسترش دهد. اگر آنحضرت مىتوانست قبيلهاى را به سوى اسلام راهنمايى كند به سوى آن قبيله مىرفت و نور تابناك اسلام را از طريق افراد آن قبيله انتشار مىداد. بدين منظور آنحضرت در مراسمى كه اعراب براى عبادت يا تجارت تشكيل مىدادند، در جمع آنها حضور مىيافت؛ و خطاب به افراد قبيله مىفرمود: «اى بنى فلان! من فرستاده خدايم به سوى شما. خداوند به شما مىفرمايد كه او را پرستش كنيد، و همتايى براى او قائل نشويد، جز او هرچه را كه مىپرستيد كنار گذاريد و به من بگرويد و مرا تصديق كنيد و از شر دشمنانم در امان نگاه داريد تا من نيز به شما بگويم چرا خداوند مرا مبعوث كرده است».
قريش براى خنثى كردن اثر دعوت پيامبر، كسانى را به دنبال آنحضرت روانه مىكردند تا مردم را از طاعت او برحذر دارند و دعوتش را لوث كنند. اكثر اوقات ابولهب، عموى پيامبر، اين وظيفه را برعهده مىگرفت [١].
قبيلههاى عرب نيز بر عبادت خدايان خيالى خويش پا مىفشردند و تعصب مىورزيدند و پيروى از آيين پدران خود را ترجيح مىدادند. از طرف ديگر آنها از قريش هم مىترسيدند. چون اگر اسلام مىآوردند بطور قطع بايد خود را براى جنگ با قريش آماده مىكردند. از اين رو دعوت پيامبر را نمىپذيرفتند و آنحضرت را به نيكى يا بدى از خود مىراندند.
يثرب ... مشرق اسلام
تنها يك قبيله دعوت پيامبر را پذيرفت. اين قبيله در يثرب (مدينه) مسكن داشتند، و به دو طايفه اوس و خزرج تقسيم مىشدند. همواره بين اين دو طايفه
[١] - خاتم النبيّين، ص ٩.