هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥٤ - دوران امامت
ساخت قتل پدرم به دست شما و طعنههايتان به من و يغماگرى شما عليه من بود. شما هنگامى كه به صفيّن روانه شديد دينتان پيشاپيش دنيايتان بود و امروز چنان گشتهايد كه دنيايتان فراروى دينتان است. واى بر تو اى خارجى! كوفيان مردمى هستند كه نمىتوان به آنان اطمينان كرد، وهيچكس جز ذليلان به آنان عزيز نشدند. هيچ يك از آنان با رأى ديگرى موافقت نمىكند. پدرم به خاطر آنان متحمّل مشكلات بسيار و حوادث تلخى شد.
سرزمين آنان زودتر از ديگر جاها رو به ويرانى مىگذارد و مردم آن كسانى هستند كه دينشان پراكنده شد و خود گروه گروه شدند». [١]
با توجه به اين عوامل و نيز علل و اسباب ديگر، امام عليه السلام با معاويه تن به صلح داد و اين عهدنامه را با وى منعقد كرد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«اين پيمان نامهاى است كه حسن بن على بن ابى طالب با معاويه بن ابى سفيان منعقد كرده است.
وى با معاويه مصالحه مىكند كه حكومت را با شرايط زير بدو واگذارد:
١- معاويه در ميان مردم به كتاب خدا و سنّت پيامبرش و سيره جانشينان صالح او حكومت كند.
٢- معاويه بن ابى سفيان نمىتواند پس از خود جانشينى براى حكومت تعيين كند، بلكه پس از وى حسن و پس از او حسين بايد بر مردم حكومت كنند.
٣- مردم در هر جا كه باشند، در شام يا عراق يا حجاز و يا يمن بايد در امان باشند.
٤- ياران و پيروان على و نيز زنان و فرزندانشان بايد در امان باشند و معاويه بايد در اين خصوص سوگند ياد كند و پيمان دهد. اگر بندهاى به خداوند سوگند بخورد و سپس به عهد خود و آنچه گفته است وفادار بماند، خداوند بر او خرده نگيرد.
٥- معاويه نبايد عليه حسن بن على و برادرش حسين و نيز ديگر افراد خاندان رسول
[١] - تذكرة الخواص، ص ٢٠٧.