هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦٩ - دوران زندگى امام باقر عليه السلام
پدرم فرمود: مىدانى كه اهل مدينه همه اين گونهاند. من نيز در ايام جوانى به تير اندازى روى آوردم و سپس آن را رها كردم و چون خليفه از من تقاضا كرد دو باره دست به تير و كمان بردم.
هشام گفت: من از زمانى كه بالغ شدهام هرگز چنين تير اندازى نديده بودم و گمان نمىكنم كسى همانند تو بتواند چنين تير اندازد. آيا جعفر هم مىتواند مانند تو تير اندازى كند؟ پدرم فرمود:
«ما همه (ويژگى) تمام و كمالى را كه خداوند بر پيامبرش صلى الله عليه و آله در آيه:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً [١] «امروز براى شما دينتان را كامل و نعمتم را بر شما تمام ساختم و اسلام را به عنوان آيين برايتان پسنديدم.» فرود آورده است، به ارث مىبريم و زمين نيز هيچ گاه از وجود ما كه اين امور را به كمال دارا هستيم وديگران از آن محروم، خالى نباشد.
امام صادق عليه السلام فرمود: چون هشام اين سخن را از پدرم شنيد، چشم راستش برگشت و همان گونه خيره بماند و چهرهاش سرخ شد. اين نشانه خشم او بود. آنگاه اندكى سكوت كرد و سپس سرش را بالا آورد و گفت:
مگر ما بنى عبد مناف نيستيم و نسب ما و شما يكى نيست؟ پدرم فرمود: ما چنينيم، امّا خداوند از مكنون سرّ خويش و خالص علم خود به ما بهرهاى اختصاص داد كه ديگران را از آن محروم داشته بود، هشام پرسيد: آيا مگر خداوند، محمّد را از شجره عبد مناف بر نگزيد و به سوى تمام مردم چه سرخ و چه سياه و چه سفيد نفرستاد. پس شما از كجا وارث چيزى شديد كه از آنِ كس ديگرى جز شما نيست؟ حال آنكه رسول خدا به سوى تمام مردم مبعوث شد و اين سخن خداى متعال است كه فرمود:
[١] - سوره مائده، آيه ٣.