هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٩٨ - به سوى بغداد
آيا اميرالمؤمنين اجازه ميفرمايد پرسشى كنم؟ مأمون به او رخصت داد.
يحيى به امام روى كرد و گفت: فدايت شوم آيا اجازه مىدهى سؤالى كنم؟
ابو جعفر عليه السلام فرمود: هر چه مىخواهى بپرس.
يحيى پرسيد: فدايت شوم، چه مىفرمايى در باره شخصى كه در حال احرام شكارى كشته است؟
امام پرسيد:
آيا اين شخص، شكار را در حل كشته يا در حرم؟
عالم بوده يا جاهل؟
عمداً آن را كشته يا به خطا؟
آن شخص آزاد بوده يابنده؟
صغير بوده يا كبير؟
نخستين صيد او بوده يا صيد كردن تكرارى؟
آن صيد از دسته پرندگان بوده يا غير آن؟
از پرندههاى كوچك بوده يا بزرگ؟
شخص محرم باز مصرّ بر صيد است يا پشيمان؟
در شب شكار كرده يا در روز؟
محرم براى حج بوده يا عمره؟ [١]
[١] - در قسمتهاى زير مىتوان عمق توانايى و قدرت امام جواد را در تجزيه سؤال مشاهده كرد. در گذشته مىگفتند: تجزيه (تشقيق) سؤال نيمى از جواب است. بعلاوه اين عمل نشانگر بداهت خاطر و ذكاوت كم نظير آنحضرت است كه تمام جوانب مسأله را در خود فرا مىگيرد. بدين ترتيب هر سؤال دو قسمتى امام در سؤال قبل و بعد خود ضرب مىشود زيرا مثلًا وقتى امام عليه السلام مىپرسد: اگر قتل در حل واقع شده باشد، دو حالت دارد يا محرم عالم بوده و يا جاهل. همچنين قتلى كه در حرم اتفاق افتاده به نوبه خود به دو قسمت بخش مىشود: يا محرم عالم بوده و يا جاهل.