هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠ - پس از بعثت
متحمل شدند. زيرا محاصره اقتصادى و اجتماعى بنى هاشم در نهايت به مرگ خديجه همسر پيامبر، و ابوطالب عمو و كفيل آنحضرت انجاميد.
خديجه، در همه دردها و آرزوهاى پيامبر شريك آنحضرت بود و پيامبر را در برابر آزار و اذيتهايى كه از مردم متحمل مىشد، تسلّى مىبخشيد و آنحضرت را در برابر دسيسههاى قريش ياورى مىكرد. ابوطالب نيز حامى پيامبر بود و سدّى بزرگ در ميان او و قريش ايجاد كرده بود.
ابوطالب سرور قريش و بزرگ بنى هاشم بود. از نظر منطق نظام اجتماعى آن روز، حق مشروع وى بود كه از پيامبر دفاع كند، چراكه وى پيامبر را به مثابه فرزند خود مىدانست.
در اين نظام انسان مىتواند، از هر راه و در همه احوال از فرزندش دفاع كند، حتى اگر فرزندش از طريقه مردم آن ديار و دينشان به دور باشد.
مرگ ابوطالب و خديجه درنظر پيامبر مانند ويران شدن دژى استوار بود كه بر دو پايه محكم قرار داشت. از اين رو، اين سال را به نام «عام الحزن» (سال اندوه) نامگذارى كردند. زيرا پيامبر در اين سال به خاطر مرگ دو پشتيبان و مدافع بزرگ رسالتش، شديداً متأثر و اندوهگين شد. اين حادثه در بين سالهاى هفتم وهشتم بعثت به وقوع پيوست.
هجرت به حبشه
پس از مرگ ابوطالب، پيامبر صلى الله عليه و آله با بحرانهاى سختى روبهرو شد. قريش همه نيروى خود را براى نابود كردن مسلمانان و از ميان بردن نهضت اسلامى به كار گرفت و فشارهاى سختى بر مسلمانان وارد آورد. آزارهاى فراوانى بر پيامبر روا داشت. چند بار نيز كمر به قتل پيامبر بست امّا خداوند از اجراى نقشه آنان جلوگيرى مىكرد. پيامبر درباره بحرانهايى كه گريبانگير او و مسلمانان شده بود،