هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٢ - مبارزه با انحراف امّت
تمام ابعاد شخصيت رسول خدا بحساب مىآمد. مگر پيامبر دست او را نگرفت و نفرمود:
«هركه اين بانو را شناخت كه شناخت، و هركس وى را نشناخت بداند كه وى فاطمه دختر محمّد است. او پاره تن من و جان من است كه ميان دو پهلويم جاى دارد. هركه وى را آزرد مرا آزرده و هركه مرا آزرد خدا را آزرده است» [١].
مگر على عليه السلام از قول فاطمه عليها السلام به ما نفرمود كه گفت: رسول خدا به من فرمود: «اى فاطمه هركس برتو درود و صلوات بفرستد خداوند او را بيامرزد و در هر جاى بهشت باشم او را به من ملحق كند» [٢].
محبّت و دوستى فاطمه نسبت به پدرش بالاتر از محبّتِ قوم و خويشى بود. محبّت او محبّتى الهى و خدايى بود كه از معرفت فاطمه به مقام شامخ نبوّت و بزرگى آنحضرت در پيشگاه خداوند سرچشمه مىگرفت.
هنگامى كه فاطمه زهرا، رسول خدا را از دست داد تنها كسى بود كه به حساسيت موقعيت، پىبرد و با اين حادثه، گويى تمام كوههاى عالم بر سر او خراب شد.
با اينكه دل همه مسلمانان در فقدان رسول گرامى اسلام سوگوار و اندوهگين بود امّا سيل غم در دل دختر و تنها وارث و پاره تن پيامبر سرازير گشت!!
مصيبتهاى بزرگ و بسيار، انديشه مردم را از تفكّر جدّى براى پر كردن جاى خالى آنحضرت غافل كرده بود.
و اين وظيفه فاطمه زهرا بود كه با احياى ياد رسول خدا و بيان عظمت وى و فرستادن درود و آشكار ساختن اندوه شديد خود بر او اين خلاء را پر كند.
[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٨٠.
[٢] - همان مأخذ، ص ٥٥.