هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٣ - مبارزه با انحراف امّت
در واقع فاطمه زهرا با گريه خود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله عبادت مىكرد. چون گريه او ياد رسول اللَّه را زنده مىداشت، و اين خود به مكتب و ارزشهاى رسالت پيامبر جان مىبخشيد. گريه زهرا بر پدرش به حدىّ رسيده بود كه وى را در شمار پنج نفر از مويه كنان جهان يعنى آدم، يعقوب، يوسف و امام سجاد عليهم السلام جاى دادهاند [١].
از فضه خدمتكار حضرت فاطمه نقل شده است كه درباره اندوه آنحضرت گفت:
درميان مردم جهان و ياران و نزديكان و دوستان رسول خدا هيچ كسى در فراق آنحضرت اندوهگينتر و گريانتر و نالانتر از بانويم فاطمه زهرا نبود. اندوه او هرلحظه تازهتر و فزونتر مىشد و گريهاش شدّت مىيافت.
فاطمه عليها السلام هفت روز در فراق پدرش گريست و آرام نيافت و از اندوهش كاسته نشد. هر روز گريهاش بيشتر از روز پيش بود. چون هشتمين روز فرا رسيد، اندوه، نهانش را آشكار ساخت و عنان شكيب از دست داد و از خانه بيرون آمد و فرياد كشيد. گويى صدايش از دهان پيامبر بيرون مىآيد. زنان شتابان به سويش رفتند. كودكان و خردسالان نيز به نزدش روانه گشتند. مردم به گريه و زارى پرداختند و از هر سوى گرد آمدند. چراغها خاموش شد تا روى زنان معلوم نشود. زنان چنين مىپنداشتند كه پيامبر خدا از قبر بيرون آمده است. همه در حيرت و شگفتى فرو رفته بودند. فاطمه در سوگ پدر نوحه مىخواند و آنحضرت را صدا مىزد و مىگفت: اى پدر! اى برگزيده! اى محمّد! اى ابوالقاسم! اى ياور يتيمان و شوى مردگان! از اين پس چه كسى به محراب نماز مىايستد؟ چه كسى به فرياد دختر سرگشته و عزادارت خواهد رسيد؟
آنگاه دامن كشان به سوى قبر پيامبر رفت. از بس اشك ريخته بود، چيزى
[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ١٥٥.