هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧٩ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
شديد داشت، و از همين رو، امام كوشش خود را به اين سمت متوجّه كرد! برخى از ساده انديشان مىپندارند كه اين امر، از شخصيّت امام سجّاد عليه السلام نشأت مىگيرد چنان كه در باره پيامبران نيز معتقدند كه فداكارى ابراهيم و صبر نوح و تندى موسى و زهد عيسى عليهم السلام و اخلاق حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و ديگر صفات متمايز هر يك از فرستادگان خدا، ويژگى خاصّ شخصيتى آنان و معلول حالات مزاجى ايشان بوده است. حال آنكه اينان از ياد بردهاند كه خداوند خود آگاهتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد. در واقع خداوند هر كجا حكمتش اقتضا كند رسالت خويش را همان جا مىنهد.
ويژگيهايى كه از هر يك از پيامبران ظاهر شده، مطابق با شرايطى بوده كه در آن مىزيسته و نيز طبق روحيه مردمانى بوده كه با آنها سر و كار داشتهاند.
تا آنجا كه اگر فرض كنيم پيامبرى در مقام و موقعيّت پيامبرى ديگر مبعوث مىشد، بدون ذرهاى كم و كاست همان رفتارى را پيش مىگرفت كه آن پيامبر صلى الله عليه و آله در پيش گرفته بود.
هر يك از ائمه همچون انبيا، برنامهاى داشتهاند كه مطابق آن عمل مىكردهاند و اين برنامه در ضمن سياق تاريخى كه در آن مىزيستهاند، طراحى شده بود.
امام سجّاد عليه السلام نيز بر مبناى اين برنامه الهى عمل كرد. زندگى آنحضرت قلّه عبادت و زارى به درگاه خدا و نشر روح ايمان در جامعه و تربيت مردانى بزرگ همچون زهرى و سعيد بن جبير و عمر بن عبداللَّه سبيعى و ... در زهد و تهجد بود.
بدين سان برنامه امام سجّاد عليه السلام راه امامتش را ترسيم كرده بود. برنامه آنحضرت تأكيد بر بعد روحى بود مضافاً آنكه آنحضرت طلايه دار ديگر امامان در حوادث دشوار پس از خود بود با اين تفاوت كه نياز به اين بعد روحى در زمان