هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤١ - دوران امامت
بود؟ آيا پيامبر اكرم درباره وى نفرموده بود: حسن و حسين چه برخيزند و چه بنشينند، هر دو امامند؟ و آيا امام حسن همانى نبود كه پدر بزرگوارش درباره او فرموده بود:
«خاندان پيامبر، حيات دانش و مرگ جهلند. حلم آنان از علم ايشان و ظاهرشان از باطنشان و سكوتشان از حكمة سخنشان شما را آگاه مىكند. با حقّ، مخالفت نمىورزند و در آن به اختلاف نمىافتند. ايشان ستونهاى اسلام و محرمان راز هستند كه به ايشان اعتصام مىكنند. به واسطه ايشان است كه حقّ به محل خود باز مىگردد و باطل از جايگاه خود كنار مىرود و زبانش از جايى كه رسته بريده مىگردد. دين را با خردى بيدار و با نگرش و دقت، دريافت كردهاند نه با عقل شنيدنى و از راه روايت كه راويان علم فراوان امّا رعايت كنندگانش اندكند».
پس از آنكه بهترين صحابه و انصار مردم را به بيعت با امام حسن ترغيب كردند، آنان با امام دست بيعت دادند. عبيداللَّه بن عبّاس در اين باره گفت:
«اى مردم! اين فرزند پيامبرتان و وصى امام شماست، پس با او بيعت كنيد».
مردم امام حسن را از بُن جان و دل دوست داشتند. و اين دوستى از محبّت پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان و محبّت خدا به كسى كه پيامبر را مورد مهر قرار مىداد، سر چشمه مىگرفت.
علاوه بر آنچه گفته شد بايد بيفزاييم كه شرايط حاكم بر آن روزگار وجود مردى را اقتضا مىكرد كه بتواند با معاويه و باند نيرنگباز وى مقابله كند. كسى كه شايسته رهبرى بوده و از بينشى خردمندانه و محبوبيت در دل مسلمانان بهرهمند باشد.
بدين خاطر بود كه مسلمانان در بيعت با امام حسن شتافتند و گفتند: «او نزد