هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤ - پيش از بعثت
بسيارى براى آنان به ارمغان آورده بود. محمد در ميان آن قبيله به سرعت رشد مىكرد و پرورش مىيافت.
چون به شش سالگى رسيد، همراه مادرش در سفرى آكنده از مهر و محبت عازم يثرب (مدينه) شد. و چون از يثرب بازگشتند «آمنه» در «ابواء» بدرود حيات گفت و پسرش را يكّه و تنها در دنيا باقى گذارد. بدينسان آنحضرت پدر و مادر خود را در كودكى از دست داد و يتيم ماند.
هنگامى كه به هشت سالگى رسيد، سرپرست و جدش عبدالمطلب نيز از دنيا رفت و كفالت آنحضرت را برعهده ابوطالب نهاد. بعلاوه رياست قبيله بنى هاشم، و نيز مسئوليّت پذيرايى از حجاج خانه خدا به ابوطالب واگذار گرديد.
ابوطالب تنها، سرپرست پيامبر نبود. بلكه مانند پدرى مهربان و دلسوز با آنحضرت رفتار مىكرد. او به خاطر وفادارى به حقوق برادرش و اطاعت از امر پدر و اداى مسئوليّت، رياست بر بنى هاشم و نيز به خاطر عمل به وظيفه انسانى مقدّس خويش لحظهاى در رسيدگى به محمد كوتاهى نمىورزيد. او محمد را با خود به انجمنهاى عمومى، و حتى جاهايى كه ورود به آنجا براى غير اشراف و بزرگان ممنوع بود، مانند دار الندوه كه به مثابه تشكيلات نخست وزيرى در مملكت بود و كسى جز سران قبايل را در آن راه نمىدادند، با خود مىبرد. اين همه براى آن بود كه ابوطالب بسيار بر زندگى و نحوه تربيّت محمّد، دقت به خرج مىداد. تا آنجا كه وقتى مىخواست همراه با كاروان بازرگانى قريش كه هر ساله در زمستان به سوى يمن و در تابستان به سوى شام در حركت بود همراه شود، مجبور شد محمّد را نيز با خود ببرد درحالى كه محمد چندان سن و سالى نداشت، و هنوز آمادگى لازم براى چنين سفر پرخطرى را در خود نيافته بود.
وقتى كاروانيان راه سفر در پيش گرفتند، امرى شگفتآور كه قبلًا نظير آن را