هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٥٧ - اوضاع دشوار دانشمندان مكتبى و مبارز
عامه و خاصّه از همگان مطمئنتر، پرهيز كارتر و عابدتر محسوب مىشد. از جاحظ نقل شده كه در باره وى گفته است: محمّد بن ابو عمير، در ميان مردم روزگار خويش، در همه امور بى همتا و يگانه بود. همچنين جاحظ در توصيف وى گفته است: او يكى از سران رافضه بود. در روزگار رشيد به حبس افتاد تا زمانى كه منصب قضاوت را بپذيرد و نيز گفتهاند علّت زندانى شدن وى اين بوده كه شيعيان و ياران امام موسى بن جعفر عليهما السلام را معرفى كند. به همين خاطر آن چنان مورد ضرب نيز قرار گرفت كه نزديك بود به خاطر دردهاى زيادى كه مىكشيد اقدام به اعتراف كند. چون محمّد بن يونس بن عبد الرحمن از تصميم او مطلع شد به وى گفت: از خدا بترس اى محمّد بن ابو عمير! محمّد، شكيبايى و استقامت به خرج داد تا آنكه خداوند نيز زمينه آزادى او را فراهم ساخت.
«كشّى» در رجال خود گويد: محمّد بن ابو عمير در روزگار حكومت هارون ١٢٠ ضربه چوب خورد و سندى بن شاهك او را مورد ضرب قرار داد. علّت اين امر پيروى او از تشيّع بوده است. او به زندان افتاد و آزاد نشد تا آنكه ٢١ هزار درهم از مال خود پرداخت.
همچنين روايت شده است كه مأمون او را زندانى كرد تا آنكه قضاوت يكى از شهرها را بر عهده او نهاد.
شيخ مفيد در كتاب «اختصاص» در اين باره نوشته است: او ١٧ سال دربند بود و در طول اين مدّت دخترش كتابهاى او را دفن كرد. ٤ سال سپرى شد و تمام كتابها از بين رفتند. همچنين گفتهاند: دختر محمّد بن ابو عمير كتابهاى پدرش را در اتاقى گذارد و باران آنها را از بين برد. از اين رو محمّد، احاديث را از حافظه خويش و نيز از روى آنچه قبلًا براى مردم نقل كرده و در دست آنان موجود بود، نقل مىكرد. وى روزگار امام كاظم عليه السلام را درك كرد، امّا از آنحضرت نقل حديث