هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٣ - على عليه السلام و دوران امامت
و عهدنامهاى براى او نوشت و در آن فرمود: راغبان ايشان را با عدالت و انصاف و احسان بر آنان راضى نگه دار و ترس را از دلهايشان بزداى.
سپس امام عليه السلام به فرماندهان سپاهش نامهاى نوشت و در آن حد و مرزهاى حكومت خود را مشخص فرمود:
«آگاه باشيد كه حق شما بر من آن است كه رازى را از شما پنهان ندارم مگر در جنگ و كارى را بدون صلا حديد و راى شما انجام ندهم مگر در حُكم و حقّى را كه مربوط به شماست از جايگاهش به تعويق نيندازم و بدون تمام كردنش از آن دست برندارم و اينكه شما در اجراى حق نزد من يكسان باشيد». [١]
آنحضرت در حالى كه در اين جنگ به پيروزى دست يافته بود، به كوفه بازگشت. وى از رفتن به قصر الاماره خوددارى كرد و به جاى آن به خانه جعدة بن ابى هبيره مخزومى، فرزند خواهرش ام هانى رفت و درباره قصر الاماره فرمود: اين قصر هلاكت و رنج است مرا در آن فرود مياريد.
صفّين: فرازى حسّاس
فرا روى امام عليه السلام هر لحظه گردنهاى صعب العبور نمايان مىشد، و آن كس كه مىخواست عدالت را بر پاى دارد و احكام الهى را جارى سازد ناگزير مىبايست آنها را در نوردد.
معاوية بن ابى سفيان رهبر مرتدان جاهلى مَنش تمام كينه ورزان به اسلام و انتقامجويان و تفالههاى دوران گذشته را عليه امام بسيج كرد و تمام كسانى كه چشم طمع به حكومت اسلامى داشتند و نيز زر دوستان پولدار به آنان پيوستند. معاويه مقر خود را در شام قرار داده بود. وى پس از مرگ برادرش، يزيد بن
[١] - نهج البلاغة، نامه ٥٠.