هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٢٨ - ج- عالم ودانشمند
والى مكّه و مدينه مردى به نام (فرج الرغجى) بود. وى كه از مخالفان اهل بيت عليهم السّلام بود، روزى در حالى كه هر دو در كنار رود دجله ايستاده بودند به امام جواد گفت: پيروان تو ادعا مىكنند كه تو مىدانى در دجله چقدر آب است، و وزن آن را نيز مىدانى!
امام به او فرمود: آيا خداوند مىتواند اين علم را به پشّهاى از مخلوقاتش عطا كند يا نه؟ فرج گفت: آرى مىتواند.
امام فرمود: من از يك پشّه و از بيشتر مخلوقات خداوند، در پيشگاه حضرتش عزيزترم.
آرى، شگفتى حاصل از شك در قدرت خدا به مراتب از شك در روشنى و نور خورشيد، سُست تر و بى پايهتر است البته در باره مردى كه مدّعى اين مقام بزرگ است، شك جا دارد و انسان تنها پس از تحقيق و تفحّص از صحت اين ادعا، مىتواند آن را بپذيرد، ولى در مورد خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله، آن هم پس از مطالعه احاديث متواترى كه از زبان پيامبر و در باره آنها وارد شده و گفته است كه اينان رهبران و پيشوايان مردمند، شكّ و ترديد بيهوده است به علاوه ما مىدانيم كه هر امام، از زمانى كه خلافت معنوى بدو منتقل مىشود، از ساير مردمان همعصر خويش داناتر و آگاهتر است. پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه بود و جانشينان او از حضرت على گرفته تا حضرت حجّت نيز اين گونهاند.
در باره علم و دانش امام جواد عليه السلام همين بس كه گفتيم آنحضرت در يك مجلس به ٣٠ هزار پرسش، پاسخ داده در حالى كه در آن روز بيش از ٨ يا ٩ سال نداشته است.
همچنين نقل كرديم كه آنحضرت در ١٦ سالگى در مجلس مأمون حاضر مىشود و با قاضى القضات كشور (يحيى بن اكثم) به مناظره مى پردازد و او را با دليل و برهان خاموش و مغلوب مىسازد. اگر ما بدانيم كه مأمون، بنابر نقل