هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩١٠ - نظارهگر عصر خود
و در همان زمان به اشكال مختلف در سياست به شيوه مستقيم همكارى نموده، سهم مىگرفت.
ائمه اطهار عليهم السلام با تمام امكانات و قدرتى كه در اختيار داشتند كمر به اصلاح مىبستند و نيروى سياسى فعالى در جامعه پديد مىآوردند. آنان از راه رهبرى مستقيم مؤمنان گزيده از پيروانشان به اين هدف نايل مىآمدند.
اين وضع همچنان ادامه داشت تا آنكه امام حسن عسكرى عليه السلام به امامت رسيد. آن حضرت در خلال سالهايى كه پيشوايى مسلمانان را بر عهده داشت، اقدام به اداره شيعيان كرد. شيعهاى كه در روزگار امام كاظم عليه السلام تبديل به وزنه سياسى بزرگى شده بود ودر دوران پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السلام تا پس از غيبت امام زمان «عج» شيعيان را به عنوان يك قدرت سياسى به رسميت مىشناختند ..
امام عسكرى چگونه شيعه را اداره مىكرد؟ و چگونه از طريق شبكه و كلا كه در حقيقت نمايندگى او را بر عهده داشتند، در سرتاسر گيتى تشكّل پيدا كرد؟
و نامه نگارى ميان وكلا و آن حضرت چگونه انجام مىشد؟
اينها حقايقى است كه متأسفانه تاريخ كه تنها به وصف پادشاهان و جنگها و شبهاى باده گسارى آنها اكتفا كرده، از آنها ذكرى به ميان نياورده و زندگى مردم و جرياناتى را كه در جامعه وجود داشته، ناگفته گذارده است.
امّا احاديثى كه بسيارى از جزئيات زندگى ائمه را در خود ثبت كرده، سند مورد وثوقى است كه مىتوانيم از خلال مطالعه آنها به پارهاى از حقايق پى ببريم ولى بايد در نظر داشت كه حتّى اين احاديث هم در همين حد باقى مىمانند و به تنهايى تمام تصويرى را كه ما مايليم براى شناخت زندگى امام عليه السلام از آن بهره ببريم، منعكس نكرده است. اين دوران همچون زندگى ديگر ائمه به ويژگى پنهانكارى مطلق متميز است آن هم نه فقط از ترس زمامداران طاغوتى بلكه