هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٩٩ - به سوى بغداد
يحيى بن اكثم شگفت زده شد و آثار درماندگى و عجز در چهرهاش نمايان گشت و چنان به لكنت افتاد كه حاضران حيرت و واماندگى او را در جواب دريافتند. مأمون گفت: سپاس خدا را بر اين نعمت و توفيقى كه در رأى و نظرم ارزانى فرمود. آنگاه رو به خويشانش كرد و پرسيد: حال آنچه را كه انكار مىكرديد، دانستيد؟! سپس به امام جواد نگريست و گفت: اى ابو جعفر آيا خواستگارى مىكنى؟ امام فرمود: آرى. مأمون گفت: فدايت شوم براى خود خواستگارى كن كه من تو را براى خويش پسنديدم و دخترم ام الفضل را بر خلاف ميل عدهاى، به همسرى تو در مىآورم.
ابو جعفر عليه السلام فرمود: سپاس خداى را به عنوان اقرار به نعمتى كه ارزانى فرموده و جز خدا معبودى شايسته نيست به عنوان اخلاص براى يكتايىاش.
و درود خدا بر محمّد سرور آدميان و برگزيدگان از عترتش. امّا بعد: از جمله نعمتهاى خداوند بر مردم آن است كه آنها را با حلال از حرام بى نياز كرده و فرموده است:
وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ [١].
«زنان بى شوهر از خويش و نيز بندگان و كنيزكان شايسته خود را به همسرى گيريد اگر تهيدست باشند، خداوند از فضل خود بى نيازشان خواهد ساخت و خدا گشايشگر و داناست.»
همانا كه محمّد فرزند على فرزند موسى، ام الفضل دختر عبداللَّه مأمون را خواستگارى مىكند و مَهر او را مَهر جدّهاش فاطمه دختر محمّد صلى الله عليه و آله كه پانصد درهم است، قرار مىدهد. پس اى اميرالمؤمنين آيا او را با اين مهر به همسرى
[١] - سوره نور، آيه ٣٢.