هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥٣ - خصلتهاى پسنديده
چوناز احوالش جويا مىشدند، فرصت را غنيمت مىشمرد و پاسخى مىداد كه هم تذكرى بود براى خودش و هم پند و تذكرى براى پرسش كننده، در اين باره روايت شده است كه به محمّد بن على عليه السلام عرض شد: چگونه صبح كردى؟ فرمود: صبح كرديم در حالى كه در نعمت غوطه وريم و به گناهان گرفتار. خداوند با ارزانى داشتن نعمتها بر ما، به ما دوستى مىورزد و ما با ارتكاب معاصى به او خشم مىگيريم در حالى كه ما بدو نيازمنديم و او از ما بى نياز است. [١]
آنحضرت عليه السلام كاملًا به فرمان خداوند تسليم بود. يكى از اصحابش روايت مىكند كه عدّهاى نزد ابو جعفر آمدند و ديدند كه پسر آنحضرت بيمار و خود وى نيز ناراحت و اندوهگين است و آرام و قرار ندارد. ديدار كنندگان گفتند: به خدا قسم اگر به وى مصيبتى رسد، مىترسيم از او چيزى ببنيم كه خوش نداريم. پس ديرى نپاييد كه صداى شيون و زارى بر آن پسر بلند شد. در اين لحظه امام باقر با رويى گشاده و حالتى متفاوت با آنچه پيش از اين داشت، بر ديدار كنندگانش وارد شد. آنان عرض كردند: فدايت شويم، ما از حالتى كه شما پيش از اين داشتيد، مىترسيديم (با مرگ اين كودك) حادثهاى پيش آيد كه موجب اندوه و ناراحتّى ما شود! حضرت به آنان پاسخ داد: ما مايليم كسانى كه به آنان علاقه داريم، سالم بمانند و بهبود يابند. اما هنگامى كه فرمان خدا جارى مىشود به آنچه كه او دوست مىدارد گردن مىنهيم. [٢]
آنحضرت از انجام هيچ كردار صالحى فرو گذار نمىكرد. در اين باره روايت جالبى از زبان يكى از اصحاب آنحضرت نقل شده است.
راوى مىگويد: ابوجعفر عليه السلام در تشييع جنازه يكى از مردان قريش حاضر شد. من نيز با آنحضرت بودم. مردى بنام عطاء در ميان تشييع كنندگان بود.
[١] - حلية الاولياء، ص ٣٠٤.
[٢] - همان مأخذ، ص ٣٠١.