هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٩٧ - ميلاد فرخنده
تأييد اين مطلب (امامت امام حسن) از سوى پدران بزرگوار آن حضرت نقل شده است. بياييد با هم برخى از نصوصى را كه شيعه بر محتواى آنها اتفاق دارد بخوانيم. اين روايات بر امامت امام حسن عسكرى از دلالت كافى برخوردارند.
على بن عمر نوفلى گويد: با امام هادى در خانهاش بودم كه ابو جعفر بر ما گذشت. پرسيدم: آيا اين صاحب ماست؟ فرمودند: نه، صاحب شما حسن است. [١]
على بن عمرو عطار در روايتى گويد: در زمان حيات محمّد (سيد محمّد) خدمت حضرت هادى رسيدم و من گمان مىكردم او امام يازدهم است، به آن حضرت عرض كردم: فدايت شوم! كدام يك از فرزندانت را به امامت تخصيص دهم؟ فرمود: هيچ يك را تخصيص ندهيد تا فرمان من براى شما صادر شود، بعد از آن نامهاى نوشتم كه اين امر (امامت) در دست كيست.
آنگاه براى من نوشت: در دست فرزند بزرگترم و ابو محمّد از جعفر بزرگتر بود. [٢]
اين جعفر همان كسى است كه بعداً ملقّب به كذاب يا تواب شد زيرا مدّتى ادعاى امامت كرد و سپس از ادعاى خود بازگشت و توبه كرد ... ابو جعفر (سيد محمّد) بزرگترين فرزند امام هادى عليه السلام بود. امّا چنانكه پيداست او در آن هنگام دنيا را بدرود گفته بود.
امام هادى به ابو بكر فهفكى نامهاى نگاشت و به او فرمود: «فرزندم ابو محمّد از ديگر خاندان محمد نيك سرشتتر و حجّت و برهانش از ديگران استوارتر است و او بزرگترين فرزندان من است و جانشين من و زمام و احكام امامت به وى مىرسد. پس هر چه مىخواهى از من بپرسى، از او سؤال كن كه آنچه بدان نيازمندى نزد اوست». [٣]
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ٢٤٢.
[٢] - همان مأخذ، ص ٢٤٤.
[٣] - همان مأخذ، ص ٢٤٥.