هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤٩ - رهبرى و رهبران الهى
و دو باره همان مرد را ديد كه دستهايش را بالا گرفته و دعا و زارى مىكند و نيازش را از خدا مىخواهد خداوند عز وجل به حضرت موسى وحى كرد كه اى موسى اگر او آنقدر ما را بخواند تا زبانش بازايستد، دعايش را اجابت نمىكنم، مگر آنكه از درى كه به او دستور دادهام، نزد من وارد شود». [١]
در واقع ولايت انسان، محك اعمال اوست. اگر ولايتش صحيح باشد، اعمالش نيز صحيح است و اگر ولايتش باطل باشد اعمالش نيز باطل است.
در حديثى كه ابو سعيد خدرى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده، آمده است:
«اگر بندهاى، هزار سال بين ركن و مقام، خداى را بندگى كند و سپس همچون گوسفندى مظلومانه ذبح شود، خداوند وى را با كسانى كه به آنها اقتدا كرده و هدايتشان را پذيرا شده و روش آنان را پيموده است محشورش كند. اگر بهشتى باشند او هم بهشتى است و اگر دوزخى باشند او نيز دوزخى است». [٢]
همچنين ولايت، وجهه جامعه است و بر آن حساب و پاداش مترتب مىشود. امام على از پيامبر اكرم از جبرئيل از خداوند عز وجل روايت كرده است كه فرمود:
«به عزّت وجلالم سوگند كه تحقيقاً هر ملتى را كه در مقابل ولايت پيشواى ستمگرى كه از جانب خداوند تعيين نشده است، سر فرود آورند، مورد عذاب قرار خواهم داد. اگر چه آن ملت خود در كردارشان پاك و پرهيز كار بوده باشند و تحقيقاً از هر ملتى كه در برابر ولايت پيشواى عادل كه از سوى خداوند تعيين شده، سر فرود آورند گذشت مىكنم اگر چه در كردارشان اشتباهات و لغزشهايى داشته باشند». [٣]
اينجا است كه در محدوده چهار چوب ولايت الهى، زندگى و سيماى امام
[١] - يعنى ولايت پيامبر و اوصياى او.
[٢] - صحيفه سجّاديه، ص ٥٦.
[٣] - همان مأخذ، ص ٢٠١.