هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤٨ - رهبرى و رهبران الهى
مبعوث شده و هيچ نيروى خارق العاده يا ثروت هنگفتى ندارد و تنها وتنها براى اطاعت از فرمان خداوندانجام مى شود، مسألهاى است كه شديداً از سوى نفس مورد مخالفت قرار مىگيرد، تا آنجا كه برخى براى فرار از ولايت، خواستار فرود آمدن عذاب خداوند مىشوند.
اجازه دهيد، برخى از رواياتى را كه در برترى وفضيلت ولايت نقل شده بخوانيم تا از فضيلت بزرگ آنها آگاه شويم و بدانيم كه چگونه در حديث مشروحى از امير مؤمنان عليه السلام آمده است كه آنحضرت در پاسخ به پرسشهاى يكى از كافران فرمود:
«ايمان دو گونه است: ايمان قلبى و ايمان زبانى. ايمان منافقان دوره رسول خدا صلى الله عليه و آله از نوع دوّم ايمان (زبانى) بود. هنگامى كه شمشير اسلام بر آنان چيره گشت و ترس، آنان را فرا گرفت، به زبان ايمان آوردند، امّا به دل مؤمن نبودند. ايمان قلبى يعنى تسليم بودن در برابر پروردگار. و هر كه كارها را به صاحبش تسليم كند از فرمان او سرباز نزند، چنان كه ابليس از سجده در برابر آدم عليه السلام سرباز زد، بيشتر امّتها از اطاعت پيامبرانشان سر پيچى كردند و يگانه پرستى آنان سودى به حالشان نداشت.
چنان كه آن سجدههاى طولانى ابليس براى وى سودمند نيفتاد كه يك سجده ابليس چهار هزار سال به طول مىانجاميد، امّا ابليساز اين سجدهها جز زينت وزيور دنيا وقدرت بر وسوسه كردن مردم نمىخواست.
بنابر اين نماز وصدقه جز با هدايت به راه نجات و طريق حق، سودمند نيستند». [١]
از اين رو خداوند پيروى و بندگى بندهاى را كه از پذيرش ولايت سرباز زند، قبول نمىكند گرچه او در اين راه مشكلات و مشقتهاى بسيارى هم متحمّل شود. از امام صادق به نقل از پدرانش عليهم السلام روايت شده است.
«موسى بن عمران عليه السلام به مردى برخورد كه دستهايش را رو به آسمان گرفته بود و دعا مىكرد. حضرت موسى پى كار خود رفت و پس از هفت روز بازگشت
[١] - نهج البلاغة، همان خطبه.