هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٤٥ - نقطه عطف جنبش مكتبى
كردى، تو را بى بهره نگذارد. [١]
٣- امام هادى در سامرّا كه مركز خلافت بود سكونت داشت و نزد متوكّل مىرفت. راويان در باره نحوه ورود آنحضرت بر متوكّل گفتهاند:
زمانى كه امام هادى به كاخ متوكل نزديك مىشد هيچ يك از كسانى كه بر در كاخ متوكل منتظر ايستاده بودند، از هيبت و جلال امام چارهاى جز پياده شدن از مركبهاى خويش نداشتند .. محمّد فرزند حسن فرزند اشتر علوى، يكى از اين صحنهها را چنين نقل مىكند:
با پدرم بر در كاخ متوكّل بوديم. در آن هنگام من بچه بودم و در ميان عدّهاى از خاندان ابو طالب وبنى عبّاس و سپاهيان قرار داشتم. چون امام هادى عليه السلام وارد شد همه مردم از مركبهاى خود پياده شدند تا آنحضرت به درون رفت.
يكى از حاضران به ديگران گفت: چرا به خاطر اين بچّه پياده شويم در حالى كه او نه شريفتر از ما و نه بزرگتر و سالخوردهتر و داناتر از ما است؟ آن عدّه گفتند:
به خدا سوگند براى او پياده نمىشويم. ابو هاشم به آنها گفت: به خدا قسم چون او را ببينيد به خاطرش با حقارت و ذلّت از مركبهايتان پياده مىشويد.
مدّتى نگذشته بود كه امام به طرف آن جمع آمد و تا چشم حاضران به او افتاد همگى از مركبهاى خود فرود آمدند. سپس ابو هاشم از آنها پرسيد: مگر ادعا نمىكرديد كه به خاطر او فرود نخواهيد آمد؟ آنها پاسخ دادند: به خدا قسم ما اختيار دار خويش نبوديم كه فرود آمديم. [٢]
هر گاه امام هادى بر متوكّل وارد مىشد، پردهها را برايش كنار مىزدند و با تمام وقار آنحضرت را مورد احترام قرار مىدادند. در روايت آمده است: يكى از اشرار، روزى به متوكّل گفت: هيچ كسى با تو بيشتر از آن نمىكند كه تو
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٢٧.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٣٧.