هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٤٣ - نقطه عطف جنبش مكتبى
شيخ مفيد همچنين مىافزايد: «اخبار در اين باره بسيار فراوان است بطورى كه اگر بخواهيم همه اين اخبار را در اينجا بيان كنيم كتاب طولانى شود. همين كه شيعيان پس از امام جواد بر امامت امام هادى اجماع كردهاند و كسى در آن زمان جز خود آنحضرت ادعاى امامت نكرد، ما را از ايراد اخبار و نصوص صريح بر امامت آنحضرت بى نياز مىسازد». [١]
بنابر اين مىبينيد كه شيخ مفيد، امامت امام هادى را به اجماع سران شيعه مربوط مىداند. چرا كه آنان برگزيدگان امّت و از فقهاى بزرگ بودند و معرفت آنان به امامى كه با وى و پدر و جدّ بزرگوارش زيسته بودند، راهى عقلانى براى شناخت امام به حساب مىآيد.
سخن شيخ مفيد و حديثى كه او روايت كرده، فقط بيانگر اوضاع و احوال طايفه شيعه در آن دوران است.
٢- فتح بن خاقان وزير متوكّل بود امّا به امام هادى مهر مىورزيد و علّت اين مهر ورزى يا گرايش شخصى او بود و يا اينكه وى در حقيقت يكى از ياران نفوذى آنحضرت در دستگاه حاكمه به شمار مىآمد. امّا در روايت آمده است كه آنحضرت به خاطر حفظ جان فتح بن خاقان او را مورد نكوهش قرار داده است. اجازه دهيد به حديث زير كه بيانگر گوشهاى از كرامات امام هادى و در عين حال نمودار بخشى از اوضاع و احوال شيعه در آن دوران است، گوش بسپاريم:
روزى نزد امام عليه السلام رفته عرض كردم: سرورم! اين مرد مرا طرد كرده و روزى ام را بريده و ملولم ساخته است و نزد او به چيزى متّهم نيستم مگر به اين جرم كه ملازم شمايم و اگر شما چيزى از او درخواست كنيد قبول آنرا از شما لازم
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٢١ به نقل از ارشاد مفيد، ص ٣٠٨.