هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٤١ - نقطه عطف جنبش مكتبى
اين آرمانها، خط و حركت مكتبى بود كه امام هادى عليه السلام در روزگار خويش زمام آنرا را به دست داشت. اينك بايد پرسيد كه نقاط عطف اين خط از هنگام تشكّل آن در عصر امام على عليه السلام تا زمان امام هادى چه چيزهايى بوده است؟
پس از پيوستن پيامبر صلى الله عليه و آله به «رفيق اعلى»، امّت تازه بنياد اسلام به پيشوايى نياز داشت كه از ميراث آنحضرت پاسدارى كند و از خط اصيل وى كه از چپ و راست اماج حملات عدّهاى قرار مىگرفت، دفاع كند و ارزشهاى والايى را كه توسط وحى فرود آمده بود، در ميان امّت استوارى بخشد.
اميرمؤمنان به بهترين شكل به اين وظيفه همّت گمارد و گروهى از برگزيدگان و پاكان امّت، كه جزو همان «بقيه صالحه» بودند به گرد او جمع آمدند و به دفاع از خط اصيل رسالت الهى مشغول شدند.
با وقوع جنگ صفين، شكاف ميان اين خط با ساير خطوط، وضوح بيشترى به خود گرفت و ابرار كه بقيه سلف صالح پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در ميان آنان بودند، كلًا به سوى امام على گرايش يافتند و اين خط برغم وحشت ايجاد شده از طرف حزب حاكم اموى، همچنان برجستگى و برترى خويش را حفظ كرد. امّا آوازه اين خط در دنيا نپيچيد مگر پس از آنكه رنگ خون به خود گرفت و حرارت فاجعه را پس از واقعه طف لمس كرد. بنابر اين اگر بگوييم اين خط در روز صفين متبلور شد، بايد بگوييم كه رشد و تكامل آن در روز عاشورا به وقوع پيوست.
در زمان امام زين العابدين اين صبغه الهى دو چندان شد و در روزگار امامت امام باقر خط مشى توحيدى تبلور يافت. چرا كه در اوج آن عقل نيِّر با وحى منزل تلاقى پيدا كرد. در دوران پيشوايى امام صادق ونيز جزئيّات اين خط در احكام و اخلاق و آداب و مواعظ بصورتى كامل ترسيم شد.
در دوره امام كاظم اين خط رنگى سياسى يافت زيرا مسأله طرحريزى انقلابى مردمى در كار بود. امّا در دوران ائمه بعدى يعنى امام رضا و سه فرزندش عليهم السلام