هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩١ - على عليه السلام و دوران امامت
با على عليه السلام در جنگ صفين حضور داشتم. سه شب و سه روز نبرد كرديم تا آنجا كه نيزهها بشكست و تيرها تمام شد. آنگاه هر دو سپاه دست به شمشير بردند. ما تا پاسى از شب شمشير زديم تا آنكه ما و شاميان وارد روز سوّم جنگ شديم. جنگ آنچنان نزديك و تن به تن بود كه برخى با برخى ديگر گلاويز شده بودند. من در آن روز با همه سلاحها نبرد را آزمودم. هيچ وسيلهاى نبود كه من با آن نجنگيده باشم حتّى بر روى هم خاك پراكنديم و يكديگر را گاز گرفتيم. حتّى برخى از ما ايستاده بوديم و ميدان نبرد را مىنگريستيم برخى از افراد دو سپاه حتّى نمى توانستند بر روى پاهاى خود بايستند و جنگ كنند. چون شب سوّم به نيمه رسيد معاويه و سپاهش از ميدان گريختند و على عليه السلام به سراغ كشتگان رفت.
نخست بر بالين اصحاب پيامبر و سپس بر سر جنازه ياران خود روانه شد و همه را به خاك سپرد. بسيارى از ياران امام شهيد شده بودند. امّا شمار كشتگان سپاه معاويه بيشتر بود. [١]
امام نبردها را رهبرى مىكند
در صفين امام عليه السلام با دلاورى و قهرمانى و مواضع راستين خويش تجلّى وصف ناپذيرى داشت. او در اين هنگام شصت سال از عمرش مىگذشت و در طول اين مدّت مصايبى بر او فرود آمده بود كه اگر يكى از آنها بر كوهى سترگ فرود مىآمد، از هم مىپاشيد. امّا او رهبر استوارى بود و هميشه بر بلنداى كمال سير مىكرد و اوج مىگرفت.
تحركات امام در صفين گوشهاى از اين روح شگرف و ايمان راستين او را نمودار مىكند.
آنحضرت به معاويه نامهاى نگاشت كه: خود به نبرد من در آى
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ١٥٩.