هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩ - هجرت به مدينه
بودند، باز مىگرديم تا بدانيم موضع پيامبر در برابر اين محاصره چه بود و چگونه توانست از آن رهايى يابد.
طرحى كه پيامبر براى دفع اين محاصره پياده كرد همان مقابله به مثل بود. چراكه كاروانهاى تجارى كه مىخواستند از مكّه به شام بروند ناگزير بودند، از تنگه بيابانى ميان درياى سرخ و مدينه بگذرند. پيامبر هم گروهى از افراد مسلح را براى نگهبانى از اين منطقه به كار گماشت. نگاهبانان اين منطقه گاهى از مهاجران و گاهى از نصار انتخاب و تعيين مىشدند. اين گروه وظيفه داشتند جلوى حركت كاروانهاى تجارى را بگيرند. امّا اين كاروانها با قبايل صحرانشين پيمان بسته بودند كه اين قبايل آنان را از حمله و هجوم دزدان محافظت كنند و در برابر هر سال مبلغى معين به آنها بپردازند.
از اين رو اين نقشه چندين بار با شكست روبهرو شد. چون هرگاه افراد مسلح مىخواستند به كاروانى حمله كنند اين قبايل صحرانشين به حكم پيمانى كه با كاروانيان بسته بودند، دخالت مىكردند و به يارى آنها مىشتافتند. امّا پيامبر به ميان اين قبايل صحرانشين رفت و در زمينه مسايل جنگى با آنان پيمانى منعقد كرد و بدين ترتيب از دفاع اين قبايل از كاروانهاى بازرگانى آسوده شد.
اوّلين غنيمت
پيامبر عدهاى از يارانش را به محلى بين مكّه و طائف فرستاد تا به انتظار يكى از كاروانهاى تجارى قريش، در كمين بنشينند. همچنين نامهاى محرمانه نوشت و آن را به فرمانده اين دسته به نام «عبداللَّه بن جحش» داد و به او فرمود: «به سوى مكّه عزيمت كن. چون دو روز از راه را سپرى كردى آنگاه نامه را بگشا و مطابق با دستورى كه در آن آمده، رفتار كن».
«عبداللَّه» همچنان كه پيامبر فرموده بود، عمل كرد و چون نامه را گشود اين