هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٠ - على عليه السلام و دوران امامت
و چرا گفته او را پذيرفتند كه او در اين كار بس زبردست و ماهر بود و پيش از اين بارها با توسّل به نيرنگ و دروغ، متون دينى را دستخوش تحريف ساخته بود.
دفاع با تمام امكانات
نبردهاى صفين بسيار شگفت انگيز بود. معاويه سپاه بزرگ و كاملى تدارك ديده بود و در كنار چنين سپاهى از يارى رهبران اعراب و قبايلى كه با گرايش به اسلام، پس از فتح مكّه آداب و سنن و اطاعت از رؤساى خويش را با خود يدك مىكشيدند، بهره بسيار مىبرد.
وى همچنين به سبب برخورد با تمدّن روميان در شام از بهترين سلاحها در تجهيز سپاه خود استفاده مىكرد و لشكريان خود را با اموال هنگفتى كه از روزگار جاهليّت در نزد حزب اموى فراوان بود و به هنگام خلافت عثمان بر حجم آن نيز افزوده شده بود، وعده مىداد.
در طرف ديگر آمادگى روحى ياران امام على در نهايت اوج خود بود. آنان اصحاب رسول خدا بودند و شمار آنان به هزار و هفتصد تن مىرسيد. ميان آنان مهاجران بزرگ و تعدادى از باقيماندگان جنگجويان بدر و حاضران در بيعت رضوان به چشم مى خوردند.
همچنين گروهى از قاريان و غلامان و ساير مردم سپاه امام را همراهى مىكردند و اين سپاه قرآنى كه برخى از قبايل عرب نيز با انگيزههاى گوناگون در پشت آن قرار داشتند، از چه افزونى و فرخندگى برخوردار بود.!
هنگامى كه اين دو سپاه در برابر هم صف آرايى كردند، كفه جنگ تقريباً متعادل بود. از اين رو از اندك نبردهايى بود كه نتيجه آن به طور قطعى مشخص نبود. اينك به عنوان ارائه يك نمونه از اين تعادل قُوا بد نيست كه به يكى از نبردها اشاره كنيم. زياد بن نصر كه در خطّ مقدّم سپاه امام انجام وظيفه مىكرد، مىگويد: